تریبون‌های رها شده و مهندسیِ خطای محاسباتی

اظهارات فاقد پشتوانه و کذب درباره روابط ایران و چین، فراتر از یک گزافه‌گویی ساده، یک کنش هدفمند در قالب جنگ شناختی است که قصد دارد از طریق ایجاد موج‌سازی‌های کاذب، لایه‌های عمیق تصمیم‌گیری و بخش خاکستری جامعه را برای عادی‌سازی خطاهای محاسباتی هدف قرار دهد.
در تحلیل رفتارهای سیاسی، باید میان خطای محاسباتی فردی و کنش‌های ساختارمند دشمن تفکیک قائل شد. آنچه اخیراً از سوی حسین مرعشی در خصوص روابط راهبردی ایران و چین مطرح شده، نه یک تحلیل سیاسی از دیدگاه یک اپوزیسیون، بلکه یک ابزار مهندسی روانی و اجتماعی است که با دقت در طراحی، قصد دارد از یک موج‌سازی کذب برای ایجاد شکاف میان ملت و سیاست خارجی کشور بهره‌برداری کند. باید در اینجا به این نکته توجه داشت که وی نه یک چهره‌ای از جریان‌های خارج از ساختار، بلکه از پایه‌گذاران حزب کارگزاران است و این جایگاه، وزنِ مسئولیت‌پذیریِ اظهارات او را دوچندان می‌کند.اگر از لایه سطحی این جنجال‌ها عبور کنیم و با عینک روان‌شناسی سیاسی به ماجرا بنگریم، با پدیده‌ای بسیار عمیق‌تر روبرو می‌شویم: بازطراحی روان‌شناختی شکست. در روان‌شناسی سیاسی، وقتی یک نماد کارایی خود را از دست می‌دهد، کارفرما دستور تغییر جهت می‌دهد. تفاوت ماهوی میان کنشگریِ بلاگرهای اینستاگرامی و اظهارات چنین افرادی، در میزان اعتبار کاذب آن‌ها نهفته است. رسانه‌های زرد معمولاً در لایه هیجانی توده‌ها عمل می‌کنند، اما نوعی از کنشگری که از تریبون‌های نیمه‌رسمی استفاده می‌کند، قصد دارد مستقیماً با قشر خاکستری جامعه و حتی برخی مسئولین در ناخود آگاه گفتگو کند. هدف این رفتار، ایجاد نوعی عادی‌سازی خطا است؛ یعنی با تکرار مداوم یک مطلب غیر واقع، مخاطب در نهایت دچار نوعی خستگی از حقیقت شده و آن کذب را به عنوان یک واقعیت پذیرفته و در محاسبات خود وارد می‌کند.
تاریخ، آموزه‌های تلخی را برای ما ثبت کرده است. در سال ۱۳۸۸، ما شاهد بودیم که چگونه با استفاده از تکنیک‌های روان‌شناسی اجتماعی، سعی شد شکاف ادراکی در میان مردم ایجاد شود تا حقیقت نظام و قدرت در ذهن مخاطب مخدوش گردد. امروز، آنچه با استفاده از مغالطه‌هایی نظیر صلح بهتر از جنگ، یا ارسال سیگنال ضعف و عباراتی مانند تنگه بدون کشتی به کار نمی‌آید را شاهد هستیم، دقیقاً همان الگوی قدیمی است که با ابزارهای مدرن جنگ شناختی بازسازی شده است. این عبارات صرفاً قابل مصرف مهندسی روانی اجتماعی هستند و هیچ کارایی در تحلیل واقعی ندارند؛ بلکه تنها ابزاری برای ایجاد بی‌حسی سیاسی و تضعیف اراده ملی‌اند.دشمن با دیدن تثبیت و ارتقای تاب‌آوری ملی در جمهوری اسلامی، اکنون به دنبال بازطراحی راهبرد خود است. او می‌خواهد با تغییر چهره‌ها، جنگ روانی را با هدف ایجاد بی‌حسی سیاسی و تضعیف اراده ملت ادامه دهد. لذا، وظیفه اصلی اکنون بر عهده شورای امنیت ملی و نهادهای حاکمیتی است تا قرارگاه رسانه‌ای جمهوری اسلامی را از حالت دفاعی به حالت اثرگذارِ حداکثری و تهاجمی تغییرجهت دهند. ما نیازمند مهار کردن این گزافه گویی‌ها و تدبیر در برابر تریبون‌های رها شده در دست افراد خاص هستیم؛ تریبون‌هایی که عموماً به نفع ملک و ملت نبوده و نیستند.
در نهایت، سکوت در برابر این نوع گزافه گویی‌ها،در اذهان عمومی به معنای پذیرش تدریجی آن‌ها در کانون تصمیم‌گیری است. مبارزه با این جریان، نه یک بحث سیاسی ساده، بلکه یک ضرورت وجودی در میانه جنگ شناختی است تا از بروز دوباره فتنه‌های ادراکی جلوگیری شود. هوشیاری در برابر این تغییر تاکتیک، کلید عبور از توهمات جدید دشمن است.#جنگ_شناختی#روابط_ایران_و_چین#امنیت_ملی#فتنه_جدید#تحلیل_استراتژیک
17:31 - 12 شهریور 1405