مدیریت بحران یا بحران مدیریت در کشور

به قلم عبدالرسول جوادی بالاجاده" بحران" واژگانی که با مدیریت عجین و پیوندی ناگسستنی پیدا کرد.مدیریت بحران را ساختار سازمان یافته دادند تا بحرانها را مدیریت کنند و صد حیف که خود مدیریت بحران، به بحرانی مدیریتی تبدیل شد. هنوز مدیریت بحران در کشور معنای مدیریتی پیدا نکرد و خود مدیریت بحران، بحرانی مخرب تر و دست و پا گیرتر از بحرانها شد .قرار شد در مدیریت بحران کشور، بحرانهای طبیعی چون سیل آبگرفتگی، طوفان، زلزله و جنگ و ...را برنامه ریزی پیشگیرانه، پسابحران کنند. هکذا از نقش مدیریت بحران در بحرانها و بدتر آنکه خود مدیریت بحران، بحرانی سهمگیرتر از بحرانهای طبیعی شده است.کلا مدیریت کشور در همه ابعاد و زوایای آن برای مردم خود یک بحران است و در مقابل بحرانهای طبیعی را مواهب الهی در برابر بحرانهای ساختگی مدیریت کشور بر می شمارند .سالهاست سازمان مدیریت بحران کشور در ساختاری تا رگه های استانی و شهرستانی تشکیل شده است که با این همه قدمت هنوز در پیش بینی و اقدامات امدادی غافل گیر میشوند و بزرگترین عملکردشان گزارش سازیهای بحرانها از رسانه ها هست بدون هیچ عملکرد پیشگیرانه و جبرانهای خسارات وارده و مدیریت پسابحرانی و این چرخه هر ساله تکرار میشود.سیل، طوفان و زلزله مهمان هر ساله و هر سال چند باره کشور ایران است و هر سال خسارات سنگینی سهم مردم میشود و هیچ اقدامات پیشگیرانه ای با این همه تجربه ندارند، بجز گزارش سازیها. زیباتر آنکه هنوز ساعتی از بحران طبیعی فروکش نکرده مدیران در مقاطع ملی و استانی برآوردهای خسارات مالی را محاسبه میکنند و اینکه آیا خساراتی که مردم دیدند را چگونه جبران میکنند سوال بی پاسخی است؟
23:31 - 13 سبتمبر 2026

2 إعادة النشر2 التفاعل
51٫5k من المشاهدات