یا علی اصغر علیه السلام

ز تشنگی لب خشکیده، دیده‌ام خونبار شدکه راهی جز لب شمشیر، بر من دشوار شدبه جای آب، از دامن صحرا گُهر چیدم برایتکه هر یک قطره‌اش، گویای راز اسرار شدبگو با آن که نام اصغرت بر لب، ولی در دشتز بانگ "یا حسین"ت، آسمان بر خود گهربار شدبه پای نیزه، خون دل چه آسان می‌چکد امشبکه هر قطره، گواهی بر وفای یار شدز گهواره به دوشم، تا ابد در دل نهان داریکه این گوهر، ز خونِ سرو سرفرازت، برقرار شد
23:16 - 31 خرداد 1405

5403 بازدید