قیام شش ماهه‌ها در مشهد

امروز هوا بوی مادری می‌دهد که سرگردان میان خیمه‌ها آغوشش را برای گهواره‌ای خالی باز کرده و مادرانی که به یاد علی اصغر امام حسین(ع) اشک می ریزند و هر قطره اشکشان آب نرسیده به لب‌های تشنه‌ی نوزاد شش ماهه دشت کربلا است.
خبرگزاری فارس- مشهد؛ هنوز خورشید راهی به میان آسمان پیدا نکرده بود که خیابان‌های منتهی به حرم مطهر امام رضا(ع) رنگ و بوی دیگری گرفتند. اولین جمعه محرم الحرام از راه می‌رسد. جمعه‌ای خونین از دل داغدار مادران، در سوگ نوزاد شش ماهه سرور و سالار شهیدان. هر سال در نخستین جمعه ماه محرم به یاد سرباز کوچک دشت کربلا همایش شیرخوارگان حسینی برگزار می‌شود تا مادران و نوزادان شیرخوار در غم نوزاد شش ماهه امام حسین (ع) همنوا با رباب لالایی سر دهند و بار دیگر تصویری از صحنه کربلا را ترسیم کنند. امروز نیز همزمان با نخستین جمعه ماه محرم، خیابان‌های منتهی به حرم امام رضا(ع) مملو از مادرانی است که کودکان شیرخوار خود را در آغوش گرفته و پیاده به سمت حرم مطهر امام رضا(ع) در حرکت هستند. از دور، رودی از لباس‌های سبز و سفید به سمت حرم در حرکت هستند. رودخانه‌ای آرام که مادران با در آغوش داشتن غنچه‌های کوچکشان آن را شکل داده‌اند. اینجا وعده‌گاه مادران و نوزادان است. جایی که عشق مادرانه با حماسه کربلا پیوند می‌خورد.کودکان سربند «یا علی‌اصغر (ع)» به پیشانی دارند و بزرگ ترها پرچم به دست گرفته اند.

حماسه گهواره نشینان در حرم رضوی

با جمعیت مادران و کودکان به حرم می رسم. با ذکر اذن دخول وارد حرم می‌شوم. دست عاشقی بر سینه گذاشته و به آستان حضرت سلام می‌کنم. در هنگام ورود به حرم گنبد طلایی ثامن‌الحجج چشم‌ها را خیره می کند اما امروز حرم حال وهوای دیگری دارد. امروز سرتاسر حرم مطهر رضوی مملو از صدای خنده و گریه نوزادان و کودکانی است که برای مراسم شیرخوارگان حسینی به حرم آمده‌اند.امروز امام رضا(ع) میزبان مهمانان جدشان اباعبدالله است.

شکوه غم و زیبایی معصومیت

رواق امام خمینی(ره) مملو از جمعیت است اما سکوتی سنگین بر فضا حاکم می باشد. مادران، نوزادان خود را با سربندهای یا علی‌اصغر(ع) آراسته اند، سربندهایی که بر پیشانی‌های کوچکشان چون ستاره‌ای در شب ماتم می‌درخشد.کنار ستون مادری نوزادش را روی دست گرفته و با هر کلام مداح سر کوچک او را بر سینه می‌فشرد. او فقط یک کودک را در آغوش ندارد. گویی داغ رباب(س) را در جانش تازه می‌کرد. نوزاد با نگاه‌های معصوم و کنجکاو به جمعیت خیره شده و در میان این همه هیاهوی روضه با زبان بی‌زبانی حکایت عطش نوزاد شش ماهه دشت کربلا را بازگو می کرد.صدای مداح به اوج می رسد و روضه‌ی تیر سه شعبه را می‌خواند به یکباره فضای مراسم دگرگون شده، ناله‌ها در گلوها شکست و نوزادان بی‌خبر از دردهای جهان در آغوش مادرانی که شانه‌هایشان از گریه می‌لرزید آرام گرفتند.

قیام شش ماهه ها

روضه به ورود امام حسین (ع) و همراهی سرباز شش ماه اش می رسد.آه از آن لحظه… لحظه‌ای که در پهنه‌ی بیکران دشت، تنها صدایی که سکوت سنگین نامردمی‌ها را شکست ناله‌ی بی‌رمق طفلی بود که تشنگی، حنجره‌اش را به التماس واداشته بود. حسین(ع) آن اقیانوس صبر در حالی که آفتاب سوزان نیمروز بر شانه‌های زخمی‌اش سنگینی می‌کرد علی‌اصغر را بر روی دستانش گرفت نه برای نبرد که برای اتمام حجت عشق.او علی‌اصغر را چونان قرص ماه میان آسمان کربلا بالا برد گویی می‌خواست به افلاکیان نشان دهد که انسان تا کجا می‌تواند در پستی قساوت سقوط کند. اما دریغ… آنجا که باید باران رحمت می‌بارید خزان تیر سه‌شعبه وزید.روضه به اوج خود می رسد، پایان تشنگی شش ماهه امام حسین (ع) و صدای ناله مادران در همنوایی با ربابای وای بر آن حنجره‌ی نازک که هنوز طعم شیر مادر را فراموش نکرده بود چگونه در برابر آهن آب‌دیده ایستاد؟ در آن دم فرشتگان عرش گریبان دریدند. تیر، نه تنها گلوگاه کوچک علی‌اصغر را که بند دل تمام مادران عالم را تا ابد از هم گسست. حسین(ع) ماند و تنی که در آغوشش تاب می‌خورد و خونی که میان دستان پدر به سوی آسمان پاشیده شد. خونی که به زمین بازنگشت چرا که زمین لیاقت در آغوش کشیدن خون عشق را نداشت.
اینجا نیاز به روزه و مداحی ندارد چرا که گریه کودکان ناخود آگاه دل را به کربلا می برد و اشک بر چشمان انسان جاری می کند.صدای زجه مادران بلند می‌شود. محشری است اینجا. تو گویی همه منتظر روضه‌ای بودند تا غم دل باز کنند و در داغ شش ماه‌های جهان از شش ماهه امام حسین (ع) تا شش ماه‌های غزه و لبنان و ایران اشک بریزند. گویی در این صحن و سرا نه فقط کودک خود که تمام بغض‌های فروخورده‌ی تاریخ را در آغوش گرفته‌اند. هر لالایی مادران در این مجلس نجوای بی‌قراری رباب است که تا ابد در گوش زمان می‌پیچد.اینجا هر قطره اشک طفلی که بر دامان مادر می‌افتد حکایتی است از آن گهواره‌ای که خالی ماند اما نامش پر شد از حماسه‌ی بی‌تکرار معصومیت. این مادران با نوزادانشان آمده‌اند تا بگویند که عطش کربلا هنوز هم در رگ‌های غیرت ما جاری است.
مادران مشهدی با چشمانی بارانی سربندهای یا علی اصغر را بر پیشانی شش ماهه‌هایشان بسته‌اند نه برای آنکه فقط لبیک گفته باشند، بلکه برای آنکه بگویند: آقا جان! اگر در آن ظهر عطش، مادری نبود که یاری‌ات کند، امروز هزاران مادر آمده‌اند تا بگویند فرزندانمان فدای راه حق.این مادران آمده‌اند تا با بوسه بر پیشانی فرزندانشان دست کوچک علی اصغر را دوباره در تاریخ نگه‌دارند. تا بگویند اگر در کربلا گلوی تشنه‌ی شش ماه ات را شکافتند، امروز هر قطره اشک مادران آب نرسیده به لب‌های علی اصغر توست.

صاحبان کوچک روضه علی اصغر(ع)

این زیباترین و دردناک‌ترین تصویر امروز است. مادرانی که فرزندانشان را به نیت سربازی راه حق به آسمان بلند کرده و هم‌صدا با هم زمزمه می‌کردند: یا علی‌اصغر، فدای قلب کوچک تو.هنگامی که مراسم به پایان نزدیک می شود، نگاه‌ها دیگر آن نگاه‌های آغازین نبود انگار هر مادری با پیوندی عمیق‌تر فرزندش را به امانت صاحب این روز سپرده است.اینجا نوزادان نه فقط مهمان که صاحب‌خانه هستند. صاحبان کوچک روضه‌ای که تا ابد صدای گریه‌هایشان در تاریخ باقی خواهد ماند.
ای کوچک‌ترین شهید بزرگ تاریخ‌ما را به آن نگاه آخرین‌ات ببخش آن نگاهی که در لحظه‌ی پرواز به چشمان خیس پدر دوخته بودی. امروز، این مادران فرزندانشان را نذر نگاه تو کرده‌اند تا شاید در غبار پرشتاب روزگار طعم مهر حسین(ع) هرگز از کام کوچکشان بیرون نرود. آمین#شیرخوارگان#حرم‌رضوی#محرم #امام‌حسین#علی‌اصغر#مشهد
10:58 - 29 خرداد 1405
جامعه
فرهنگ
خراسان رضوی

5 بازنشر4 واکنش
70٫9 هزار بازدید




1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌9**7018‌
@Yeganeadaab29 خرداد 1405
در پاسخ به @maryam_adabi
متن سوزناکی بوددلم کربلایی شد