«فقیه محقق» به روایت رهبر انقلاب
رهبر معظم انقلاب: «بیشک فقدان این شخصیّت ممتاز، خللی در ردیف محقّقین تراز اوّل شیعه در عصر حاضر ایجاد نموده است که شاید جبران آن مدّتها بهطول انجامد.» ۱۴۰۵/۰۶/۳۱
فارس - خط رهبری: گاهی برای فهمیدن جایگاه یک عالم، باید به سالهایی که زیسته نگاه کرد؛ اما درباره آیتالله سیدموسی شبیری زنجانی، شاید کافی نباشد. باید دید در تمام این سالها چه چیزی را دنبال میکرد: شهرت، مرجعیت یا چیزی فراتر از اینها؛ دانستن.پیام رهبر معظم انقلاب پس از ارتحال ایشان، از همین نقطه آغاز میشود: «این عالم بزرگوار همه عمر شریف خود بهجز چند سال اوّل طفولیّت را در مسیر تعلّم و تعلیم و تحقیق گذراندند.» ۱۴۰۵/۰۶/۳۱ این شاید کوتاهترین توصیف از زندگی مردی باشد که نزدیک به یک قرن در قم زیست و تقریباً تمام عمرش را میان کتاب، درس، تحقیق و تربیت شاگرد گذراند. اما پشت این جمله، داستانی طولانیتر قرار دارد؛ داستان یک «محقق».
از قم تا نجف؛ زندگیای که با درس گره خوردآیت الله سیدموسی شبیری زنجانی در اسفند ۱۳۰۶ در قم متولد شد؛ در خانوادهای که علم برایش نه یک عنوان بلکه شیوه زندگی بود. پدرش، آیتالله سیداحمد زنجانی از عالمان شناختهشده قم بود و سالها در حرم حضرت معصومه (س) و مدرسه فیضیه اقامه نماز میکرد. پسر نیز خیلی زود وارد همان مسیر شد. در نوجوانی تحصیل علوم حوزوی را آغاز کرد، سطوح حوزه را در مدت کوتاهی پشت سر گذاشت و سپس پای درس استادان بزرگ نشست؛ از سیدصدرالدین صدر و آیتالله بروجردی تا سیدمحمد محقق داماد.اما شاید هیچ دورهای به اندازه سالهای طولانی شاگردی محقق داماد در ساختن شخصیت علمی او تعیینکننده نبود. حدود دو دهه در آن درس ماند و در کنار چهرههایی چون امام موسی صدر و شهید بهشتی به بحث و مباحثه پرداخت. سپس برای تکمیل این مسیر، راهی نجف شد و در درس بزرگانی همچون سیدابوالقاسم خویی، سیدمحسن حکیم و سیدعبدالهادی شیرازی شرکت کرد. این مسیر، صرفاً فهرستی از نام استادان نیست؛ تصویری است از عالمی که قرار بود بعدها خود، یکی از استادان بزرگ حوزه شود.
فقیهی که به «جزئیات» قانع نمیشدرهبر معظم انقلاب در توصیف ایشان از واژه ژرفنگر استفاده میکنند که شاید کلید فهم روش علمی آیت الله شبیری زنجانی باشد: «این عالم بزرگوار همه عمر شریف خود بهجز چند سال اوّل طفولیّت را در مسیر تعلّم و تعلیم و تحقیق گذراندند و همواره از سوی همترازانِ سِنّی و دورهای و اساتید بهعنوان شخصی محقّق و ژرفنگر قلمداد میشدند. تسلّط ایشان بر فنون مختلف مربوط به استنباط احکام شرعی با ظرائف و لحاظ دقائق همراه بود.» ۱۴۰۵/۰۶/۳۱این «دقائق» در زندگی علمی ایشان معنای مشخصی داشت. در روش پژوهشی او، رسیدن به یک روایت یا یک قول پایان کار نبود؛ تازه آغاز بررسی بود. منابع اصلی باید دیده میشدند، اقوال مختلف کنار هم قرار میگرفتند، سند روایت بررسی میشد، تفاوت نسخهها اهمیت پیدا میکرد و حتی گاهی یک واژه میتوانست مسیر یک استدلال فقهی را تغییر دهد.
همین روحیه، ایشان را تنها به فقه محدود نکرد. حدیث، رجال، تاریخ، تراجم و نسخهشناسی نیز در دایره تحقیقاتش قرار گرفت. پژوهشهای ایشان درباره رجال نجاشی و حافظه کمنظیرش در به خاطر سپردن نامها، روایتها و جزئیات تاریخی، بعدها او را به یکی از راویان شفاهی مهم تاریخ حوزه قم تبدیل کرد. در واقع، آیت الله شبیری زنجانی فقط از میراث علمی حوزه استفاده نمیکردند؛ بخش بزرگی از عمرش را صرف واکاوی، تصحیح و انتقال همان میراث کردند.
وقتی چند طلبه هم کافی بود تا یک «مجلس درس» شکل بگیردشاید یکی از جالبترین بخشهای پیام رهبر معظم انقلاب همینجا باشد: «مجالس درس آن بزرگوار حتّی وقتیکه عدد حضّار آن از چند نفر تجاوز نمیکرد، بهعنوان مجالس تتبّع و تدقیق شناخته میشد و بحق چنین بود.» ۱۴۰۵/۰۶/۳۱ در روزگاری که تعداد شاگردان میتواند یکی از معیارهای دیدهشدن یک استاد باشد، این توصیف مسیر دیگری را نشان میدهد. اهمیت درس آیت الله شبیری زنجانی به تعداد صندلیهای پرشده نبود؛ به عمق بحثی بود که در آن اتفاق میافتاد.سالها تدریس خارج فقه و اصول ایشان نیز در همین چارچوب گذشت. از بحث حج آغاز کرد و سپس موضوعات متعدد فقهی را دنبال کرد؛ اما ویژگی اصلی درس ایشان، حجم مباحث نبود، بلکه وسواس علمی در رسیدن به نتیجه بود. برای همین، حتی یک جلسه با چند طلبه نیز میتوانست به یک کارگاه پژوهشی تبدیل شود؛ جایی برای باز کردن یک مسئله، برگشتن به یک منبع قدیمی، بررسی یک سند و دوباره پرسیدن همان پرسش نخست.
کلاس، وقتی از درب حوزه بیرون میآمد تمام نمیشداما شاید روایت زندگی آیت الله شبیری زنجانی بدون این بخش، ناقص بماند. رهبر معظم انقلاب درباره ایشان میفرمایند: «محضر ایشان، محضر اِفاده و استفاده بود حتّی آن وقتیکه قدمزنان بعد از درس بهسوی بیت شریف میرفتند.» ۱۴۰۵/۰۶/۳۱این جمله، تصویر زندهای از یک استاد میسازد. درس تمام شده است؛ اما گفتوگو تمام نشده. طلبهای که هنوز سؤالی دارد، در مسیر خانه همراه استاد میشود و همان مسیر کوتاه، ادامه همان مجلس علمی است. این همان ویژگیای است که در روایت زندگی ایشان نیز بارها دیده میشود: علم برای آیت الله شبیری زنجانی، محدود به ساعت درس نبود. در خانه، در گفتوگو، در پاسخ به یک پرسش و حتی در یک خاطره تاریخی، امکان تازهای برای یادگیری وجود داشت. شاید به همین دلیل بود که حافظه ایشان فقط یک توانایی فردی نبود؛ به مرور به یک «آرشیو زنده» تبدیل شد. کسانی که سراغش میآمدند، گاهی نه فقط برای پرسش فقهی که برای یافتن یک نام، یک خاطره، یک نسبت یا جزئیاتی از تاریخ معاصر حوزه میپرسیدند.
بیش از سه دهه؛ نسلی که از محضرش توشه برداشترهبر معظم انقلاب در بخش دیگری از پیام، از «کمی بیش از سه دهه اخیر» سخن میگویند؛ دورهای که شمار زیادی از طلاب و فضلا فرصت یافتند از محضر آیت الله شبیری زنجانی استفاده کنند و برای تدریس و فعالیت علمی خود توشه بردارند: «بحمدالله در حدود کمی بیش از سه دهه اخیر، عدّه زیادی این توفیق را یافتند تا از وجود مغتنم ایشان در حدّ ظرفیت خود بهره ببرند و برای محافل علمی و تدریس خود توشه بردارند.» ۱۴۰۵/۰۶/۳۱این نکته مهم است: میراث یک استاد فقط کتابهایی نیست که از او باقی میماند؛ بخشی از آن در ذهن شاگردانی ادامه پیدا میکند که روش او را آموختهاند. آیتالله شبیری زنجانی نیز بیش از چهار دهه در حوزه تدریس کردند و بخش مهمی از زندگی خودشان را صرف پرورش اهل علم کردند. به همین دلیل، فقدان ایشان فقط فقدان یک صاحبنظر نیست؛ فقدان حلقهای از انتقال دانش و تجربه است که از استادان نسلهای پیشین به شاگردان امروز رسیده بود.
پشت آن همه دقت، یک رفتار پدرانه بوداما پیام رهبر معظم انقلاب، آیتالله شبیری زنجانی را فقط با واژههای علمی توصیف نمیکند. درست پس از اشاره به جایگاه علمی ایشان، از ویژگی دیگری سخن گفته میشود: «غیر از وجهه مسلّم علمی، رفتار متواضعانه و پدرانه ایشان با طلّاب و فضلا هم امری مشهود و درسآموز بود.» ۱۴۰۵/۰۶/۳۱این بخش، چهره دیگری از همان مردی است که در میدان علم به ظرائف و دقائق حساس بود. در زندگی ایشان، سختگیری علمی و تواضع شخصی در کنار یکدیگر قرار گرفته بودند. کسی که در برابر یک سند، یک روایت یا یک مسئله فقهی بهآسانی از کنار جزئیات نمیگذشت، در مواجهه با طلبه و شاگرد، اهل تکلف نبود. همین ترکیب، تصویری متفاوت از یک مرجع میسازد: عالمی که اقتدارش را نه با فاصله گرفتن از دیگران بلکه با دانشی عمیق و رفتاری بیتکلف به دست آورده بود.
حالا جای خالی یک «محقق تراز اول» مانده استو سرانجام پیام به جملهای میرسد که شاید سنگینترین بخش آن باشد: «بیشک فقدان این شخصیّت ممتاز، خللی در ردیف محقّقین تراز اوّل شیعه در عصر حاضر ایجاد نموده است که شاید جبران آن مدّتها بهطول انجامد.» ۱۴۰۵/۰۶/۳۱این تعبیر، بیش از آنکه درباره پایان زندگی یک مرجع باشد، درباره پایان یک دوره علمی است. آیت الله سید موسی شبیری زنجانی در طول نزدیک به یک قرن، حلقهای از یک زنجیره طولانی بود؛ از استادان بزرگ قم و نجف آموخت، دههها آموختههایش را تدریس و تحقیق کرد و بخشی از آنچه را در حافظه و روش علمی خود اندوخته بود به نسل بعد سپرد. حالا آن حلقه دیگر در میان نیست. اما شاید روایت زندگی ایشان را بتوان در همان سه کلمهای خلاصه کرد که رهبر معظم انقلاب در ابتدای پیام بر آن دست گذاشتند: تعلّم، تعلیم و تحقیق.
زندگی آیت الله شبیری زنجانی با آموختن آغاز شد، با آموختندادن ادامه یافت و با جستوجو در میراث علمی شیعه عمق گرفت. و وقتی این مسیر پس از نزدیک به یک قرن به پایان رسید، آنچه باقی ماند فقط مجموعهای از کتابها و درسها نبود؛ روشِ دیدن، دقیقشدن و دوباره پرسیدن بود. شاید همین است که جای خالی یک «محقق تراز اول» را اینچنین دشوار میکند؛ چون بعضی آدمها فقط بخشی از یک دانش را منتقل نمیکنند بلکه شیوه مواجهه با آن دانش را به نسل بعد میسپارند.
15:40 - 31 شهریور 1405