صلحِ شرافتمندانه یا تسلیمِ ذلیلانه؛ وقتی دفاع را به رفراندوم میگذارند!
نوشتاری از حجتالاسلام دکتر علیآقا پیروز مدیر گروه مدیریت و حکمرانی اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی؛
در میدانِ جنگهایِ شناختیِ ، نخستین سنگر، «سنگرِ واژگان» است. «تحریف»، نه یک لغزشِ کلامی، که یک عملیاتِ مهندسیشده است تا مفاهیمِ اصیل، از محتوایِ وجودیِ خود تهی شده و در خدمتِ اهدافِ دشمن قرار گیرند. قرآن کریم این ترفند موذیانه را در آیهی ۴۶ سورهی نساء، «يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ» تبیین میکند؛ یعنی جابهجاییِ حقیقت از جایگاهِ رفیعِ خود به میدان تحلیلهایِ وارونه. امروز شاهدِ آن هستیم که جریانِ غربگرا با بهرهگیری از همین ترفند، در حالِ استحالهیِ صلح به «تسلیمِ مطلق» و دفاع به «جنگ طلبی» است و میکوشد این رویکردِ وادادگی را تحتِ لوایِ «عقلانیتِ سیاسیِ مدرن» به گفتمانِ مسلطِ جامعه بدل سازددر پردهی نخستِ این سناریو، آقای محمد خاتمی با جعلِ تعبیرِ فریبندهی «صلحِ شرافتمندانه»، در پیِ ساختِ یک دوقطبیِ کاذب میانِ «جنگِ شرورانه» (بخوانید دفاعِ مقدس) و «صلحِ خیرخواهانه»(بخوانید تسلیم ذلیلانه) است. ایشان با این دوگانهسازی، عملاً عادیسازیِ پذیرشِ هژمونیِ آمریکا را کلید میزند.باید پرسید کدام «شرافت» در صلحی نهفته است که بر پایهیِ عقبنشینی و تسلیم در برابرِ رژیمی بنا شده که موجودیتِ خود را در ترورِ دانشمندان و قتلعامِ کودکانِ و شهروندان و رهبر شهید و فرزانه تعریف کرده است؟ اطلاقِ واژهی «صلح» بر این «تسلیمِ بیقید و شرط»، توهینی آشکار به شعورِ تاریخیِ ملتی است که «عزت» را با خونِ سردارانش خریده است.
این «صلح»، بیش از آنکه برآمده از عقلانیت باشد، برآمده از «ترسِ نهادینه» و وادادگیِ استراتژیک است که دهههاست در لابهلایِ واژگانِ روشنفکریِ غربگرا پنهان شده است.در امتدادِ همین استراتژی، آقای حسن روحانی پردهی دوم را با رویکردی هماهنگ، دفاعِ مشروع و حیاتی در برابرِ دشمن را به «جنگطلبی» تقلیل میدهد. طرحِ پرسشِ «آیا دفاع نیازمندِ همهپرسی نیست؟» از سوی ایشان، نه یک پرسشِ دموکراتیک، بلکه یک خطایِ آشکار است. آیا دربارهی دفاع که یک تکلیف اسلامی و ملی است میتوان همهپرسی کرد؟ این تقلیلگرایی، نه ناشی از جهل، بلکه تلاشی آگاهانه برای تبدیلِ «تکلیفِ واجب» به یک «انتخابِ قابلِ بحث» است تا ارادهیِ ملی برایِ مقاومت، دچارِ فرسایش شود.این همنواییِ ساختاری میانِ این دو جریان، فراتر از یک اتفاقِ سیاسی است؛ این یک «خطِ نفوذ» در عرصه معناست. وقتی «دفاع» به «جنگ» ترجمه میشود و «تسلیم» به «صلح»، ما با یک «خطایِ کلامی» روبرو نیستیم، بلکه با یک «عملیاتِ روانیِ هماهنگ» مواجهیم که دقیقاً در پازلِ دشمن جنایتکار و جنگ طلب یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار دارد. دستگاههایِ اندیشهورز و نخبگانِ انقلابی باید نسبت به این «تحریفِ سیستماتیک» حساس باشند؛ چرا که تحریفِ حقیقت در میدانِ فکر، مقدمهیِ شکست در میدانِ عمل است. امروز، «عزت» نه در رفراندومهایِ خیالی و نه در «صلحهایِ کاغذی»، بلکه در ادامه مقاومت است. تاریخ، خیانتِ پنهان در پسِ این واژهپردازیها را هرگز فراموش نخواهد کرد؛ همانگونه که گذشتگانِ ما، هزینهیِ اعتماد به همین صلحهایِ فریبنده را با اشغالِ خاک و تحقیر ملی پرداختند.
10:19 - 18 شهریور 1405