مشتت را به کیسه بوکس بزن!
این درد دل یک مادر است: «کودک دو سال و ششماهه من، هنگامی که دچار خشم یا هیجان شدید میشود، رفتارهایی مانند زدن من، کتکزدن، یا کوبیدن سرش به زمین از خود نشان میدهد.» آیا این رفتارها نشانه پرخاشگری یا وجود مشکل در کودک است؟ والدین در مواجهه با این شرایط، چه واکنش عملی و مؤثری باید داشته باشند؟
گروه زندگی: کودک دو سالهتان شما را میزند و سرش را به زمین میکوبد؟ نترسید! این رفتارها طبیعی هستند و فقط نشانه ناتوانی در بیان احساسات. «مریم پرویزی»، درمانگر کودک و نوجوان از ۳ قدم سادهای میگوید که این بحران را به فرصتی برای آموزش تبدیل میکند.
طبیعی بودن رفتار در سن ۲ تا ۳ سالگی
در این سن میگوییم تنظیم هیجانات هنوز کامل شکل نگرفته است. تنظیم هیجانات یک مهارت است، یعنی بچه باید یاد بگیرد که هیجانات خودش را، حالا چه شادی باشد، چه خشم، چه عصبانیت و ناراحتی، هر چیزی که هست، هنوز یاد نگرفته که چگونه بروز بدهد و چگونه بگوید. بهخاطر همین ما میگوییم هنوز مهارت تنظیم هیجانات در این بچه شکل نگرفته است. کمکم و بهمرورزمان این اتفاق میافتد. در ردههای سنی مختلف رشد، کودکان ۲ تا ۳ساله هنوز احتیاج به یک بزرگسال دارند که وقتی عصبانی میشوند، یک نفر کنارشان باشد و آن بچه را آرام کند وگرنه رفتارهای عجیبوغریب از این قبیل بچهها میبینیم، مثل همین که یکدفعه دیگران را میزند، گازشان میگیرد، موهایشان را میکشد، جیغ میزند، یا سرش را به جایی میکوبد. برای این سن ما میگوییم این رفتارها طبیعی هستند، اما باید هدایت بشوند. اینطور نیست که ما کودک را رها بکنیم و بگوییم: «خب! چون این رفتار در این سن طبیعی محسوب میشود، دیگر کاری به کارش نداشته باش!»
روند رشد مهارت تنظیم هیجانات در ردههای سنی مختلف
در سن ۳ تا ۵ سالگی، کودک کمکم یاد میگیرد که احساساتش را به زبان بیاورد. در دوره قبلی، یعنی ۲ تا ۳ سالگی، به دلیل ناتوانی در صحبتکردن کامل یا محدودیت دایره لغات، نمیتواند احساسات را در قالب کلام بیان کند. اما از ۳ تا ۵ سالگی، این توانایی بهتدریج شکل میگیرد.البته بسیار پیش میآید که کودک کنترل خود را از دست بدهد و این کاملاً طبیعی است. در سن ۶ تا ۸ سالگی، تحمل شکست و ناکامی و نیز کنترل هیجانات بهبود مییابد، اما گاهی در موقعیتهای بسیار دشوار، باز هم کودک نمیتواند هیجاناتش را تنظیم کند و رفتارهایی از او دیده میشود که البته نادر است و تداوم ندارد.در دوران نوجوانی، انتظار میرود که فرد درحالرشد باشد و دیگر نمیتواند در برابر هر مسئلهای از تنظیم هیجانی ناتوان باشد؛ چنین وضعیتی غیرمعمول محسوب میشود. هرچند گاهی باز هم این اتفاق رخ میدهد.از سن ۲۰ سالگی به بعد، مدیریت هیجانی بسیار مهم میشود، زیرا بخشهای کلیدی مغز که مسئول خودکنترلی و تنظیم هیجانات هستند، به بلوغ بیشتری رسیدهاند. در این سن، دیگر نمیتوان رفتارهای هیجانی کنترلنشده را طبیعی دانست و چنین واکنشهایی غیرطبیعی به شمار میروند.
توصیه اول: حفظ آرامش والدین
اولین کاری که باید انجام بدهید این است که خودتان باشید، یعنی فرزند شما نیاز به آرامش شما دارد. اگر شما هم در آن لحظه ـ چون برای مادر خیلی سخت است وقتی میبیند فرزندش مثلاً او را میزند، سرش را به زمین میکوبد یا چنین رفتارهایی از خودش نشان میدهد، در واقع این مادر خودش هم کنترل خود را از دست میدهد ـ آرامترین رفتار را داشته باشید، بهاصطلاح کمکم غیظ کنید تا بچه هم به یک آرامشی برسد.برای بچههای حدوداً تا ۵، ۶ و ۷ساله و حتی گاهی اوقات بزرگتر هم همینطور. پس این رفتار اول ماست.
توصیه دوم: شناسایی احساسات کودک و تعیین مرز (اجازه ندادن به رفتار آسیبزا)
در ایندا باید هوشیارتر باشید.یادداشت کنید که کودکتان در چه زمانهایی این کار را انجام میدهد. شاید در جاهای دیگر و موقعیتهای دیگر هم این مدل رفتارها را داشته باشد، ولی معمولاً بچهها وقتی عصبانی یا ناراحت میشوند یا یک هیجانی را تجربه میکنند، این رفتار را از خودشان نشان میدهند.وقتی شما را میزند یا سرش را به زمین میکوبد بگویید: «مامان! از اینکه مثلاً زهرا اسباببازیت رو برداشته ناراحت شدی؟» «مامان! الان ناراحتی بهخاطر اینکه عروسکت رو گم کردی؟» ...یعنی احساساتش را به او بگویید تا بداند که اصلا این احساسات چیست.بعد به او بگویید: «اجازه نمیدم سرت رو به زمین بکوبی.»، «من اجازه نمیدم مامان رو بزنی.»... یعنی اینجا به او میگویید اجازه انجام این کارها را ندارد. بنابراین در ابتدا شما احساساتش را به او گفتهاید و او یک شناسایی کرده که «الان من عصبانیم، غمگینم» و بعد از آن میگویید:« اجازه نداری این کار را بکنی.» مثلاً یک بالش زیر سرش میگذارید و اجازه نمیدهید سرش را به زمین بکوبد، یا مثلاً وقتی دارد شما را میزند، دستهایش را میگیرید و آرام میگویید: «اجازه نداری مامان رو بزنی، می دونم ناراحتی بهخاطراینکه این اتفاق افتاده، اما ما اجازه نداریم کسی رو بزنیم.»
توصیه سوم: ارائه رفتار جایگزین به کودک
بعد از آن که دیگر فرزندتان آرامتر شد و هیجاناتش را که به او شناساندید و توضیح دادید، حالا یک رفتار جایگزین برایش انتخاب کنید. مثلاً بگویید: «مامان! وقتی عصبانی میشوی، دیگر با مشت نکوب به دیوار»، «مامان را نزن»، «سرت را نکوب به زمین» و بگوییم:«بهجای اون، این بالش مخصوص همین کاره، بیا از این به بعد وقتی عصبانی شدی، با پات محکم بکوب روی این بالش»، یا «با یکمشت بکوب روی این بالش»، یا مثلاً از کیسهبوکسهایی را که برای بازی بچههاست استفاده کنیم و بگوییم:«هر وقت عصبانی شدی، بیا یکمشت به این بزن.» یعنی شما یک رفتار جایگزین به او میدهید.پایان پیام/#مدیریت_خشم_کودک#تربیت_فرزند#کودک_دو_ساله#کنترل_هیجانات#والدین_آگاه#مریم_پرویزی 18:07 - 6 شهریور 1405