تابآوری مردم ایران
جامعهای که زیر فشار خم شد، اما نشکستجنگ رمضان برای مردم ایران فقط یک جنگ نظامی نبود. جنگ، همزمان با بحرانی اقتصادی همراه شد که آثار آن را میشد در قیمت کالاهای اساسی، کاهش قدرت خرید، سقوط ارزش پول ملی و دشوارتر شدن زندگی روزمره دید. با این حال، یکی از پرسشهای مهم این است که چرا جامعه ایران، با وجود چنین فشار سنگینی، در بسیاری از مقاطع واکنشی متناسب با شدت بحران اقتصادی از خود نشان نداد؟
در سال ۱۴۰۵، گزارشهای اقتصادی از جهش کمسابقه قیمتها حکایت داشتند. بر اساس دادههای منتشرشده، تورم نقطهبهنقطه در برخی مقاطع به حدود ۹۰ درصد رسید و تورم مواد غذایی حتی از ۱۰۰ درصد عبور کرد. یعنی خانواری که سال قبل برای یک سبد مشخص از کالاهای مصرفی ۱۰۰ واحد هزینه میکرد، در مواردی مجبور بود نزدیک به دو برابر آن پرداخت کند. با این وجود، جامعه ایران همچنان به زندگی روزمره ادامه داد؛ مغازهها باز ماندند، خانوادهها راههای تازهای برای کاهش هزینههای خود پیدا کردند، مردم الگوی مصرفشان را تغییر دادند و بسیاری از کسبوکارها تلاش کردند خود را با شرایط جدید وفق دهند.این وضعیت را نمیتوان صرفاً «بیتفاوتی» نامید. شاید تعبیر دقیقتر، تابآوری اجباری باشد
مردمی که سالها تورم، تحریم، کاهش ارزش پول ملی و بیثباتی اقتصادی را تجربه کردهاند، بهتدریج یاد گرفتهاند چگونه با بحران زندگی کنند. وقتی افزایش قیمت یک اتفاق استثنایی نباشد و تقریباً هر روز تکرار شود، جامعه نیز بهتدریج سازوکارهای سازگاری با آن را پیدا میکند؛ خرید کمتر، حذف برخی کالاها، جایگزین کردن کالاهای ارزانتر، چند شغله شدن، استفاده از شبکه خانوادگی و اجتماعی و کاهش انتظارات از آینده.این همان نقطهای است که «تابآوری» با «رضایت» تفاوت پیدا میکند.ممکن است جامعهای بسیار تابآور باشد، اما به همان اندازه ناراضی نیز باشد. تابآوری الزاماً به معنای پذیرفتن شرایط نیست؛ گاهی به معنای تلاش برای زنده ماندن و ادامه دادن زندگی در شرایطی است که فرد احساس میکند امکان تغییر فوری آن را ندارد.
تابآوری بینهایت نیست
اما اینجا یک خطر جدی وجود دارد: تابآوری بینهایت نیست. اینکه مردم بتوانند با بحران کنار بیایند، به این معنا نیست که فشار اقتصادی برای همیشه قابل تحمل است. چراکه که اقتصاد ایران بخش بزرگی از شوک جنگ را از طریق تورم و کاهش ارزش پول به مردم منتقل کرده است؛ یعنی اقتصاد از حرکت نایستاده، اما هزینه ادامه حرکت را خانوارها پرداختهاند.بنابراین شاید تصویر واقعی جامعه ایران در جنگ رمضان نه تصویر مردمی «بیخیال» و نه تصویر جامعهای «فروپاشیده» باشد.تصویر دقیقتر، جامعهای است که بارها با بحران روبهرو شده، راههای سازگاری را یاد گرفته و برای ادامه زندگی به حد بالایی از تحمل و انعطاف رسیده است، اما این تحمل نباید با رضایت اشتباه گرفته شود.مردم ممکن است اعتراض نکنند، اما هزینهها را حذف کنند. ممکن است خیابانها آرام باشند، اما سفرهها کوچکتر شده باشند. ممکن است کسبوکارها باز باشند، اما سود و قدرت خرید کاهش یافته باشد. ممکن است جامعه فرو نریزد، اما کیفیت زندگی میلیونها نفر بهتدریج فرسوده شود.
شاید مهمترین درس جنگ رمضان همین باشد: تابآوری مردم ایران یک سرمایه اجتماعی مهم است، اما نباید از آن برای توجیه فشار اقتصادی استفاده کرد.جامعهای که در سختترین شرایط دوام میآورد، لزوماً جامعهای نیست که درد نمیکشد؛ گاهی جامعهای است که آنقدر درد کشیده که یاد گرفته با درد زندگی کند.
10:21 - 27 August 2026