چرا چکش آمریکا هر بار به سنگ می‌خورد؟

نزدیک به پنج دهه است که آمریکا، با تمام توان و و زمان و سرمایه‌اش، مشغول کوبیدن میخ بر دیواری است که نامش جمهوری اسلامی ایران است؛ با این تصور ساده‌انگارانه که اگر ضربه‌ها ادامه پیدا کند، بالاخره دیوار فرو می‌ریزد.
فارس - خط رهبری: هیچ دیواری تا به حال با کوبیدن یک میخ فرو نریخته است. حتی اگر تمام زور بازو پشت چکش باشد. میخ، هرقدر هم فولادی، نهایتاً یا کج می‌شود یا دست صاحب چکش را خسته می‌کند. مثل آب در هاون کوبیدن است؛ تلاش کسی که بخواهد با میخ کوچکی، دیوار استواری را خم کند و پایین بریزد. اما کسانی سال‌هاست هستند که گمان می‌کنند می‌توانند با همان میخ، دیواری را پایین بکشند که روی تاریخ ایستاده است. نزدیک به پنج دهه است که آمریکا، با تمام توان و و زمان و سرمایه‌اش، مشغول کوبیدن میخ بر دیواری است که نامش جمهوری اسلامی ایران است؛ با این تصور ساده‌انگارانه که اگر ضربه‌ها ادامه پیدا کند، بالاخره دیوار فرو می‌ریزد. مسئله اما نه اندازه‌ی میخ است و نه قدرت چکش؛ مسئله، خطای محاسباتی کسی است که هنوز متوجه نشده با چه دیوار طرف است. همین خطای محاسباتی است که باعث شده تحریم، تهدید نظامی، جنگ روانی و حتی قمار روی آشوب‌های داخلی، بارها در دستور کار آمریکا قرار بگیرد؛ بی‌آنکه نتیجه‌ای جز بازتولید همان دیوار قبلی داشته باشد. دیواری که هر بار ترک برنداشته، بلکه لایه‌های تازه‌ای به آن اضافه شده است.

چند روز مانده به ۲۲ بهمن ماه 1357

اولین جایی که این خطای محاسباتی خود را نشان داد، هنوز انقلاب نشده بود. دولت آمریکا خیال می‌کرد ارتش هنوز توانایی مقاومت دارد و می‌تواند در مقابل خشم عمومی مردم علیه حکومت پهلوی بایستد. آن‌ها هیچ ابایی از این نداشتند که ارتش در خیابان، مردم را به رگبار ببندد، برای آن‌ها مهم این بود که به هر قیمتی مانع سقوط رژیم پهلوی شوند، تا مبادا آمریکا کنترل منابع و ثروت‌های ایران را از دست بدهد.
به همین دلیل بود که دولت آمریکا برای افزایش قدرت ارتش و نیروی هوایی شاهنشاهی بیشترین تلاش‌ را می‌کرد: «آمریکایی‌ها تا لحظه‌ی آخر به ارتش امیدوار بودند؛ تصوّر آنها این بود که ارتش میتواند بِایستد و یک کودتایی را طرّاحی کرده بودند که در ماه بهمن باید اتّفاق می‌افتاد؛ این کودتا بایستی سران و پیشروان انقلاب را دستگیر میکرد و با مردم با خشونتی ده‌ها برابرِ [کودتای] بیست‌وهشتم مرداد برخورد میکرد و همه‌ی موانع انسانی‌ای را که در مقابلش بود از سر راه برمیداشت؛ این طرح آمریکا بود.» ۱۳۹۹/۱۱/۱۹در نهایت آنچه رقم خورد خلاف برنامه‌ریزی‌های دقیق سران آمریکایی بود. نیروهای ارتش به مردم پیوستند و با امام خمینی (ره) بیعت کردند. سد محکمی که قرار بود به دستور کارفرمایانش در خیابان‌ها مردم را به رگبار ببندند حالا کنار مردم ایستاده و پناه مردم شده بودند.

آغاز فشارهای سیاسی و اقتصادی حداکثری از دهه ۹۰

آمریکایی‌ها در ایران مرتکب اشتباهات محاسباتی متعددی شده‌اند. نمونه‌ای دیگر آن، تحریم‌های مختلف آمریکا برای محدودسازی ایران است: «اقتصاد کشور ما در سال ۹۰ دچار یک جنگ بسیار مهم و بزرگی بود؛ یعنی ما جنگ اقتصادی داشتیم. کسی که نقطه‌ی مقابل ما قرار داشت، عمدتاً دولت آمریکا بود و بعضی از همراهانش در اروپا و در نقاط دیگر؛ رسماً اینها با جمهوری اسلامی جنگ شروع کردند، اعلان جنگ هم کردند که البتّه از سال ۹۷ این معارضه و مبارزه از طرف دشمن شدیدتر شد. هدف آنها از این جنگ، فروپاشی اقتصاد ایران بود؛ قصدشان این بود. البتّه حالا فروپاشی اقتصاد یک مقدّمه بود برای اینکه با نابود کردن اقتصاد ایران، مردم را در مقابل نظام جمهوری اسلامی قرار بدهند و مقاصد سیاسی خباثت‌آمیز خودشان را از این طریق عملی کنند.» ۱۴۰۰/۱۱/۱۰
آمریکا سال‌هاست تحریم را نه به‌عنوان ابزار فشار اقتصادی و سیاسی، بلکه به‌ عنوان ابزار فروپاشی اجتماعی می‌بیند. تصورش ساده است؛ اقتصاد که تحت فشار قرار بگیرد، کشور ثبات نخواهد داشت و پرنوسان خواهد بود. در این حالت مردم در مقابل حاکمیت می‌ایستند و ثبات اقتصادی را از حاکمیت مطالبه می‌کنند. حالا رسانه‌های مختلف نیز به جای آنکه به واقعیت مسئله که تحریم‌های شدید باشد بپردازند، تلاش می‌کنند تا مطالبات را منحرف کرده و آن را تبدیل به اغتشاش علیه امنیت ملی ایران بکنند. در حقیقت آن‌ها متزلزل ساختن اقتصاد ایران را مقدمه‌ای برای از بین بردن جمهوری اسلامی ایران می‌دیدند. حال آنکه این محاسبات نیز نتیجه‌ی مطلوب آمریکایی‌ها را به دنبال نداشت. آمریکایی‌ها در این محاسبه نیز مردم ایران را با ملت‌های دیگر اشتباه گرفتند. درست است که وضعیت اقتصادی کشور به دلیل تحریم‌های آمریکا و برخی سومدیریت داخلی دشوار شده، اما مردم ایران هرگز در زمین بازی طراحی‌شده دشمن که هدفش تجزیه کشور است، مشارکت نخواهند کرد.

به شهادت رساندن سردار سلیمانی، خطای شناختی دیگر آمریکا

یک نمونه دیگر از خطاهای محاسباتی آمریکا که بر خلاف پیش‌بینی‌های سیاستمداران آمریکایی در حافظه تاریخی ملت ایران به قدرت باقی خواهد ماند، شهادت سردار سلیمانی است. اقدامی با محاسبات سرد و تاکتیکی که در محاسبات پیش از اقدام، تصور می‌شد حذف سردار سلیمانی پس از مدتی به فراموشی سپرده خواهد شد: «[آمریکایی‌ها] فکر میکردند که با از بین بردن شهید سلیمانی، نهضت و حرکت عظیمی که او نماینده‌اش بود، نمودارش بود و نمادش بود خاموش خواهد شد؛ می‌بینید که بیشتر شده.» ۱۴۰۰/۱۰/۱۹
این تحلیل بر یک خطای شناختی استوار بود. خطایی که می‌پنداشت ملت ایران به این اتفاق واکنشی لحظه‌ای خواهند داشت و محور مقاومت نیز قدرت خود را از دست خواهد داد و دچار انفعال خواهد شد. ضعف تحلیل آمریکا این بود که حافظه تاریخی و عاطفه جمعی ملت ایران را نادیده گرفته بودند.

نبرد ۱۲ روزه، عیان‌ترین اشتباه

خطای محاسباتی دشمن فقط در تحریم و جنگ روانی متوقف نماند؛ جاهایی خودش را عریان‌تر نشان داد که پای اقدام مستقیم وسط آمد. یکی از روشن‌ترین نمونه‌ها، همان جنگ دوازده‌روزه و محاسبه‌ای بود که بر پایه‌ی ناتوانی پاسخ ایران بسته شده بود. تصور این بود که می‌توان ضربه زد، هزینه‌ای نداد و معادله را یک‌طرفه بست و در نهایت نیز با ایجاد کسری عرضه مواد غذایی، مردم را به خیابان‌ها بکشانند. اما نتیجه، دقیقاً خلاف انتظار طراحان رقم خورد؛ دشمن هم در مقابل مردم شکست خورد و هم در میدان نظامی. دشمن در این نقطه نه به فرماندهی رهبری در میدان و میان مردم توجه کرده بود و نه به بصیرت مردم در برهه‌های حساس و نه به اقتدار نظامی جمهوری اسلامی ایران.

قمار بر سر آشوب‌های داخلی

یکی دیگر از تکرارشونده‎ترین خطاهای شناختی آمریکا، شرط‌بندی مداوم بر آشوب‌های داخلی است. فتنه ۸۸، آشوب‌های ۱۴۰۱ و فتنه‌ی اخیر که با نفوذ عناصر تروریستی آمریکایی-صهیونیستی به خیابان‌ها ایجاد شد و با هوشیاری مردم به اتمام رسید. همه این موارد نمونه‌هایی از تلاش‌های آمریکا برای تولید ناآرامی و آشوب در کشور است که نتیجه‌ی مطلوب را برای سیاستمداران آمریکایی رقم نزد. آن‌ها قصد داشتند عناصر نفوذی داخلی نقشه‌ی آن‌ها را در کوچه پس کوچه‌های شهر پیاده‌سازی کنند.
دشمن هر بار با این تصور جلو آمد که جامعه ایران آماده فروپاشی است و فقط به یک جرقه نیاز دارد. اما این تحلیل سطحی و گمراه‌کننده بود: «دشمن با همه‌ی برنامه‌ریزی‌هایش، مردم ما را نشناخته، ملّت ایران را نشناخته؛ اشتباه میکنند. دیدید در سال ۸۸ خطا کردند و آن فتنه را راه انداختند و کار را به جاهایی رساندند که به خیال خودشان جاهای بسیار باریک و حسّاس و دقیقی بود، [امّا] ناگهان حرکت عمومی نهم دی همه را مبهوت کرد.» ۱۳۹۵/۱۰/۱۹دستگاه محاسباتی دشمن هنوز فهم نکرده است که آنچه از بیرون میان ملت «شکاف» دیده می‌شود، در بزنگاه‌ها اغلب به بازتعریف صف‌ها، عاملی برای ترمیم انسجام ملی می‌گردد.
٤ MB

خطای محاسباتی آمریکا

اگر این خطای محاسباتی بارها تکرار شده و هر بار هم اصلاح نشده، علتش را باید عمیق‌تر از تصمیم‌های روزمره و اتاق‌های فکر جست‌وجو کرد. مسئله اصلا ابزارهای دشمن نیست، بلکه آنچه اهمیت دارد و مبنای خطاهای محاسباتی وشناختی دشمن است، به دستگاه محاسباتی مادی آمریکا برمی‌گردد؛ دستگاهی که اساسا عالم را فقط با عدد، قدرت سخت، فشار اقتصادی و واکنش‌های قابل پیش‌بینی می‌سنجد. در چنین محاسبه‌ای، جایی برای سنت‌های الهی، نقش ایمان، پیوندهای عمیق اجتماعی و نیروهایی که در لحظه‌های حساس فعال می‌شوند، وجود ندارد. دشمن، ملت ایران را با همان معیاری می‌سنجد که جوامع مصرف‌محور را می‌سنجد؛ غافل از اینکه در جامعه ایرانی، مؤلفه‌هایی وجود دارد که در هیچ معادله‌ی مادی‌ای جا نمی‌گیرد.
دشمن حتی به اینکه چنین مشکل بزرگی در دستگاه محاسباتی خود دارد آگاه نیست و هر بار صرفا با تغییر ابزار خود به دنبال آن است تا به همان هدف قبلی خود برسد. دریغ از آنکه ملت ایران مناسبات را مادی نمی‌بینند که دشمن کنش‌های آن‌ها را با مناسباتی مادی محاسبه می‌کند: «مشکل دشمن این است که نمیتواند سرّ این ناامیدی را بفهمد، نمیتواند تشخیص بدهد؛ نمیتواند بفهمد که چرا، علّت چیست که جمهوری اسلامی هر دفعه از زیر بار این همه فشار میتواند بلند بشود بِایستد، سینه سپر کند، راه خودش را ادامه بدهد؛ این را نمیفهمد. اینها نتوانستند بفهمند که در عالمِ بشر غیر از محاسبات و مناسبات سیاسی، یک محاسبات و مناسبات دیگری هم وجود دارد که آنها قادر به فهم آن نیستند؛ آنها سنّت‌های الهی است.» ۱۴۰۱/۰۴/۰۷
شاید به همین دلیل است که آمریکا و هم‌پیمانانش با وجود تغییر روش‌ها، همچنان در همان نقطه‌ی قبلی می‌ایستند. از این‌ نقطه به بعد، دیگر بحث استعاره نیست. بحث یک الگوی تکرارشونده است. هر بار آمریکا با نسخه‌ای تازه می‌آید، و هر بار همان نتیجه قدیمی تکرار می‌شود. نه چون دیوار ترک‌ناپذیر است، بلکه چون کسی که چکش دست گرفته، هنوز نفهمیده با چه جنسی از دیوار طرف است.
16:24 - 2 بهمن 1404



85 الإجابة

@Popmusic2 بهمن 1404
تعليقًا على
یه سوال مطمین هستید برعکس ننوشتید والا فرمانه های ما رو میان ترور میکنن میرن بعد ما میریم مذاکره میکنیم !!!!!!!!!!!

‌منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞)‌ صورة الملف الشخصي
@webrefer2 بهمن 1404

مرگ بر آمریکا، خنثی کننده تمام این چکش ها بوده و خواهد بود.

چرا از قدرت بی همتای پتک مانند،‌ شعارهای مرگ بر آمریکای یک ملت غافلید؟با توجه به مشاهداتم می گویم، ترامپِ ذلیل مثل خیلی از آمریکایی های دیگه؛ بزرگترین عقده زندگیش مرگ برآمریکاهایی است که تمام این سالها به گوشش رسیده.الان مثل سگی که استخوان بو می کشد،‌دنبال طعمه است اما دستش به هیچ چیز نمی رسد.چو…أظهر المزيد

@user1768306723482 بهمن 1404
والا چکش امریکا و چکش سیاست‌های داخلی هر بار فقط به سر و کمر ملت می‌خوره.

‌آشپزخانه برادران کاظمی به جز یعقوب‌ صورة الملف الشخصي
تعليقًا على
نیمه شب گاهی خواب های بد می بینمنیمه شب گاهی آسمان رو نگاه میکنم و نیمه شب چشم به آسمان دوخته ام بده اون چکش لامصحبت رو توی اون نیمه شب طولانی

@user1769088352412 بهمن 1404
تعليقًا على
الان بچسبید به اقتصاد هر کی هر پولی برده زنگ بزنید برگردونه یه کاسه کنید پولا رو از این وضع در بیاییم

@Delettttttttt2 بهمن 1404
تعليقًا على
وصل سریع السیر اینترنت
يطلب

وصل سریع اینترنت بین الملل

با توجه به این امر که از زمان قطعی یک روزه اینترنت،حال مسئولین برای وصل آن مکرراً امروز و فردا می‌کنند. مطالبه داریم همان گونه که یک روزه اینترنت بین الملل را کور کردند به بازگشایی یک روزه و الساعه آن مبادرت ورزند تا بیش از این به کسب و کار های اینترنتی آسیب نزند و به نارضایتی عمومی نیانجامد و قدرت جمهوری اسلامی ایران را به نمایش در آورد. امیدواریم دولت و حکومت محترم بتواند به صورت آنی با این اقدام به صورت موثر خود را در دل امت ایران صاحب جایگاهی رفیع نماید. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

شورای عالی امنیت ملی، ریاست جمهوری و قوه قضائیه و فارس من، نهاد رهبری، شورای نگهبان ،شورای عالی فضای مجازی ، صدا و سیما، خبرگزاری مجلس شورای اسلامی، مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان، شورای عالی و مرکز ملی فضای مجازی کشور

1000
10٬000

@user1707967201352 بهمن 1404
تعليقًا على
ولاتحنو ولاتحزنو انتم الاعلون ان کنتم مومنین

تعليقًا على
ناو وارد هرمز بشه تنگه رو میبندیم ناو را مصادره و کارکنانش هم محسن رضایی گروگان میگیره

تعليقًا على
با تمام قوا از اون حرفای خنده دار بود. آمریکایی ها مثل شما فکر نمیکنن، لاشخورن. یعنی هرگز با تمام قوا مبارزه نمیکنن. برنامه و نقشه میریزن و اول ضعیفت میکنن مثل عراق که اون اواخر گداخونه شده بود بعد با کمترین هزینه تموم میکنن. کسی که حتی وقتی صد برابر قوی تره بازم حقه و کلک میزنه خطرناکترینه

‌Mehdi_EKh‌ صورة الملف الشخصي
@Mehdi_EKh2 بهمن 1404
تعليقًا على
به همان دلیل که فرعون نتوانست موسی و قومش را نابود بکند.

خیلی شیک اومد زد و رفت، محاسباتشون خیلی هم دقیق بود، چقدر از پول مردم در فردو چال شد و از بین رفت؟! مردم تا کی باید تاوان بدهند؟

‌سهیل سمایی‌ صورة الملف الشخصي
@user176832199542 بهمن 1404
تعليقًا على
مطمئنم نظام و انقلاب از این هارت و پورت‌های ترامپ و اذناب خدشه‌ای برنمی‌دارد. فقط ای کاش برخی مسئولان هم شرایط جامعه و مردم را بیشتر درک کنند.

چکش،یا تیر به سنگ؟

‌دکتر عادل شیرازی‌ صورة الملف الشخصي
@Adel_Shirazy2 بهمن 1404
تعليقًا على
این تحلیل، تصویر روشنی از خطای محاسباتی آمریکا در برابر ایران است. آن‌ها با چکش قدرت، بر دیواری از ایمان و تاریخ می‌کوبند، غافل از اینکه این دیوار نه با میخ، که با اراده ملتی استوار شده است. هر ضربه، نه ترک که بر استحکام آن می‌افزاید.

‌Sarbaz Vatan‌ صورة الملف الشخصي
@Sarbazvatanx2 بهمن 1404
تعليقًا على
چی شد دوباره چکشتون به اینترنت ملت خورده؟ بازهم گوگل از دست رفت...قرار بود نت وصل بشه چی شد؟ #اینترنت_را_وصل_کنید