من جامانده نیستم

«جامانده»؛ هر سال که بنرهای پیاده‌روی جاماندگان اربعین را می‌بیند، مکث می‌کند. زیر لب می‌گوید: «ما جامانده نیستیم... چرا به ما می‌گویند جامانده؟»
گروه نوجوان: نزدیک اربعین که می‌شود، یکی‌یکی پیام‌های «حلالم کن» از راه می‌رسند. دوستان، فامیل و آشناها کوله‌هایشان را بسته‌اند و راهی کربلا می‌شوند. یکی عکس گذرنامه‌اش را می‌فرستد، یکی از مرز سلام می‌دهد، یکی هم فقط یک عکس از ضریح می‌فرستد و می‌نویسد: «دعاگو هستیم.» صفحه‌های مجازی را بالا و پایین می‌کند. اما هنوز چند دقیقه نگذشته، خودش را میان جاده نجف تا کربلا می‌بیند؛ استوری پشت استوری، پست پشت پست. یک نفر عمودهای مسیر را شمرده، یکی از بین‌الحرمین فیلم گرفته، آن یکی کنار موکب‌ها چای عراقی دستش گرفته و نوشته: «چای فقط چای عراقی.»لبخند می‌زند؛ ازته‌دل برایشان خوشحال است. اما همان جا، گوشه‌ای از دلش آرام تیر می‌کشد. چند سالی است که قسمت نشده دوباره راهی آن جاده شود.
البته یک‌بار قسمت شد؛ فقط یک‌بار. همان یک‌بار هم اربعین بود. هنوز هم وقتی از آن سفر حرف می‌زند، انگار دوباره خودش را میان سیل زائرها می‌بیند. شاید همین یک خاطره، دلتنگی این سال‌هایش را سنگین‌تر کرده است.اما عجیب اینجاست که چیزی بیشتر از نرسیدن به کربلا آزارش می‌دهد؛ یک کلمه.«جامانده.»هر سال که بنرهای «پیاده‌روی جاماندگان اربعین» را می‌بیند، مکث می‌کند. زیر لب می‌گوید: «ما جامانده نیستیم... چرا به ما می‌گویند جامانده؟»این کلمه آن‌قدر برایش سنگین است که بعضی سال‌ها تصمیم می‌گیرد اصلاً در پیاده‌روی تهران تا حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) شرکت نکند. نه اینکه دلش زیارت نخواهد؛ اتفاقاً دلش بیشتر از همیشه هوای زیارت دارد. فقط احساس می‌کند این واژه، حال دلش را بد می‌کند.
میان صحبتمان این روایت را یادآوری می‌کند که اگر کسی نتوانست به زیارت امام حسین(ع) برود، به زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) برود. برای او، این یعنی راه زیارت بسته نشده؛ فقط مسیرش تغییر کرده است.آخرش هم هرچه با خودش کلنجار می‌رود، دلش طاقت نمی‌آورد در خانه بماند. راه می‌افتد، خودش را به جمع زائران می‌رساند و قدم‌زنان راهی حرم حضرت عبدالعظیم (ع) می‌شود. می‌گوید: «وقتی نمی‌توانم کنار ضریح اباعبدالله (ع) سلام بدهم، سلامم را به کسی می‌دهم که اهل‌بیت (ع) زیارتش را شبیه زیارت امام حسین علیه‌السلام شمردند.»برای او، جامانده کسی نیست که به هر دلیلی نتوانسته خودش را به کربلا برساند؛ جامانده، آن دلی است که دیگر شوق حسین (ع) را ازدست‌داده باشد. می‌گوید این را از آیت‌الله جوادی آملی خوانده‌ام که می‌گفتند: کسی که قلب و روحش رفته، جامانده نیست. جامانده کسی است که عشق و شور و طلب «زیارت اربعین» به ذهنش هم نرسیده و علاقه ندارد. اگر به هر دلیلی اشتیاق رفتن هست و شرایطش نیست خیری بوده و ثواب نیت را برده‌اید، شاکر باشید و نگویید جامانده‌ایم.
21:06 - 13 مرداد 1405
نوجوان
فارس نوجوان

3 بازنشر7 واکنش
24٫8k بازدید



2 پاسخ

@deleteduser113 مرداد 1405
شما اهالی رسانه با مشورت با اهل فن میتونید این اسم نامتناسب «جاماندگان» را با اسم بهتری جایگزین کنید. شاید مثلا «یاران اربعین»، «حامیان اربعین»، «ذاکران اربعین»، یا «مشتاقان اربعین» و این قبیل اسم ها بهتر باشه

@tahereh3614 مرداد 1405
در پاسخ به
ممنون خیلی حال دلم خوب شد، بله ما جامانده نیستیم چون دلهایمان انجاست حرم حضرت عشق