من سرباز آقام

مانند هر شب اعضای خانواده آماده رفتن به خیابان می شدند. در بدنم احساس ضعف و سرما می کردم .با خودم گفتم : خدا را شکر آنقدر مردم در خیابان هستند که نبودن یک نفر تاثیری نداشته باشد.جملات پسرکم که بیقرار برای رفتن بود نظرم را جلب کرد؛ زود باشید دیر می رسیم،میخوام برم، سرباز ایران دیر نمی کنه .دوباره این جمله در ذهنم عبور کرد؛ مگر من تاثیر گذار نیستم؟مگر من رزمنده نیستم؟مگر به رزمندگان جبهه حق علیه باطل قول ندادیم میدان جنگ با شما خیابان با ما؟چادر را که لباس رزم شبانه ام بود را برداشتم و راهی خیابان شدیم.پسرکم تفنگ و پرچم در دست مبارزه شبانه اش را شروع کرد فریاد میزد من سرباز آقای خامنه ای ام .من سرباز ایرانم.مرگ بر آمریکا.مرگ بر اسرائیل.
۱۲ MB
از ماشین پیاده شد رفت سمت یک آقا که سرمایه اش خط زیبایش بود .پسرکم گفت : آقا برام بنویس :"توپ تانک فشفشه ترامپ باید له بشه"آقا حتما ترامپ را قرمز بنویس چون بچه ها را کشته .و آقای خطاط با حوصله نوشت :توپ تانک فشفشه ترامپ باید له بشهشعارش را دست گرفت با نگاهی به بارگاه امام هشتم (ع) حرکت کرد بسوی جمعیت.سرباز آقا امام زمان(عج ) شی سرباز کوچک مادر ، سرباز وطن لحظاتی از حضور .....
14:21 - 5 فروردین 1405




2 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌محمد اورک‌
@Mohammad_orak5 فروردین 1405
در پاسخ به
ﯾﺎ ﺍﺑﺎ ﺻﺎﻟﺢ ﺍﻟﻤﻬﺪﯼ ﺍﺩﺭﮐﻨﯽ