هزاران مقاله بی فایده!
روزانه هزاران مطالب مختلف در قالب ها و موضوعات گوناگون در فضای مجازی منتشر می شود.نویسندگان این مطالب به امید خوانده شدن انگشتان خود را بر روی کیبورد می فشارند و با انگیزه اینکه به نوبه خود تاثیری بر جامعه پیرامون خود بگذارند بر روی کاغذ قلم را به حرکت در می آورند. اما سوال اینجاست که انتشار این مطالب چقدر مخاطب دارد و تا چه حدی می تواند در جامعه تاثیر گذار باشد؟!
اینکه انتظار داشته باشیم کاربر هایی که ذهنشان به ریلز های اینستاگرامی شرطی شده است به مطالبمان نگاهی بیندازند دور از واقعیت است.حالا هر چقدر آن مطالب را شسته رفته و مختصر و کاربردی عرضه کنیم نمی توانیم از پس ذهن های خسته و شرطی شده بر بیایم.پس عملا کاربر های فضای مجازی تمایلی به مطالعه ندارن و سر و کارشان به این اطراف نمی افتد.پس تکلیفمان با کاربرانی که مصرف مطالعاتی ندارند چیست و چگونه می توانیم مطالبمان را به گوش و چشم این عزیزان برسانیم؟!مخاطب های مجازی اکثرا برای جذب دوپامین بیشتر به دنبال منابع تولید دوپامین سریع و فراوان هستند یکی از راه های ارتباطی نویسندگان ادغام کردن مطالبشان با دوپامین است تا کاربران با پای خود به دنبال محتوای شما بگردند.این مطالب و متن هایی که به نگارش در می آیند می توانند خمیر مایه های یک محتوای رسانه ای باشند که امروزه به شدت جای خالی محتوای تخصصی و فکر شده در رسانه ها حس می شود.اما حقیقت تلخ این است که این خمیر مایه ها منفعل در گوشه ای می افتند و حالت پویای خود را از دست می دهند.وقت آن رسیده که نویسندگان متون خودشون رو در قالب های امروزی و نوین بریزند تا تاثیر گذاری خود را دو چندان کنند.و با این اقدام به دو هدف اثر گذاری بیشتر و درمان مرض بی محتوایی در رسانه ها برسند.مرض بی محتوایی رسانه به این شکل شده است که فیلمنامه نویسان فلسفه نمی دانن و فیلسوف ها فیلمنامه نویسی.و این یعنی هنرمندان اندیشه لازم را برای تولید هنر فاخر ندارند و و اندیشمندان توان ارائه اندیشهاشان را به شکل هنرمندانه را ندارندشاید وقت آن رسیده است که متفکران و تحلیلگران اهل قلم با سبک ها و قالب های رسانه ای آشتی کنند و قلم شان را با رسانه با پیوند بدهند.
این خمیر مایه های رها شده می تواند به طرز ماهرانه ای و خلاقانه ای به شکل کتاب هایی در سبک و سیاق رمان در بی آیند و یا مفاهیم کلی را به شکل قصه گونه ای برای مخاطب نسل آینده ارائه دهد که می توان به جرعت گفت در زمینه کتاب مفید برای نسل جوان و نوجوان به شدت ضعیف عمل کردیم.می توانیم برای تولید رسانه ای به سمت قالب های کم دردسر و کم هزینه تر برویم تا با سرعت بیشتر موانع تولید را کنار بزنیم.قالب هایی مانند تولید ریلز های کوتاه برای صفحات مجازی یا پادکست های مختصر و یا طولانی.باید بدانیم که در این عصر پادکست ها جایگزین منبر ها شده اند.
تقریبا میتوان گفت قالب های مختصر و کم هزینه برای اهل اندیشه حکم یک ارتش تک نفره را دارد.اما باید بدانیم که برای داشتن یک جبهه رسانه ای ما به جای داشتن ارتش های تک نفره به یک ارتش منسجم تشکیلاتی نیاز داریم.و اینکه رهبر شهید هم توصیه فراوان به کار تشکیلاتی داشتند.
طبیعی است که تولید کنندگان اندیشه و صاحبان فکر وقت و یا فرصت تشکیل یک ارتش تک نفره رسانه ای را نداشته باشد اما می توان با همکاری و گردهمایی اهل هنر و نویسندگان خوش ذوق و متخصص یک چرخه اتومات کارخانه ای راه انداخت.به طوری که تهیه و گردآوری خمیر مایه بر عهده اهل قلم و اهل تفکر باشد و ادامه کار را به متخصصان هنری و رسانه ای سپرد.شاید مشکل چندین و چند ساله رسانه ملی و انقلابی در همین دور ماندن این دو قشر از هم بوده باشد.پس بیایم در برآورده شدن این امر مهم تلاش کنیم و یک بار برای همیشه به این مقاله های رها شده بی جان جانی دوباره ببخشیم.
18:46 - 30 مرداد 1405