منطق ترامپ در جنگ رمضان

گاهی برای فهم سیاست، باید از ادبیات خیابان کمک گرفت. در خیابان، آدم‌ها یک قانون ساده را خوب می‌فهمند: در برابر قلدر اگر عقب بروی، جلوتر می‌آید. اگر کوتاه بیایی، دستش درازتر می‌شود.
فارس - خط رهبری: جان مرشایمر نظریه‌پرداز شناخته‌شده روابط بین‌الملل، وقتی درباره سیاست خارجی آمریکا سخن می‌گوید، تعارف را کنار می‌گذارد. او می‌گوید: "ترامپ نمونه یک قلدر کلاسیک است و تنها راه مواجهه با قلدر، ایستادگی است؛ اگر ضعف نشان دهید، شما را می‌بلعد."این جمله در نگاه اول شاید ساده به نظر برسد، اما در واقع یک کلید فهم رفتار آمریکا در دوران ترامپ است؛ رفتاری که نه صرفاً محصول شخصیت یک رئیس‌جمهور بلکه بازتاب بخشی از منطق قدرت در ساختار سیاسی آمریکا است.

سیاستی که منطقش «فشار» است

در سیاست بین‌الملل، دولت‌ها معمولاً با دو ابزار کار می‌کنند: اقناع یا فشار. اما در تجربه دهه‌های اخیر، آمریکا بارها نشان داده که وقتی پای منافع راهبردی‌اش در میان باشد، فشار را ترجیح می‌دهد؛ فشاری که گاهی در قالب تحریم اقتصادی، گاهی در قالب تهدید نظامی و گاهی در قالب آشوب سیاسی ظاهر می‌شود.دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ شاید صریح‌ترین نسخه این منطق بود. ترامپ اساساً سیاست خارجی را مانند یک معامله سخت تجاری می‌دید: طرف مقابل را تحت فشار بگذار، هزینه را بالا ببر و در نهایت او را مجبور به عقب‌نشینی و تسلیم بی‌قید و شرط بکن.
نمونه روشن آن، خروج آمریکا از برجام بود؛ توافقی که حتی متحدان اروپایی واشنگتن نیز خواستار حفظ آن بودند. ترامپ با خروج از این توافق، سیاستی را آغاز کرد که خودش آن را "فشار حداکثری" می‌نامید. هدف ساده بود: فشار اقتصادی به اندازه‌ای بالا برود که ایران یا تغییر رفتار بدهد یا دچار فروپاشی داخلی شود. این همان الگوی کلاسیک قلدرهاست: یا تسلیم شو، یا زیر فشار از پا بیفت.

نظم دلخواه واشنگتن: یا کنترل، یا آشوب

اگر کمی به الگوی مداخلات آمریکا در جهان نگاه کنیم، یک الگوی قابل‌تشخیص دیده می‌شود. واشنگتن اغلب با کشورها در دو وضعیت راحت‌تر کار می‌کند: دولت‌های کاملاً همسو که در چارچوب نظم مورد نظر آمریکا حرکت می‌کنند. کشورهای بی‌ثبات و دچار بحران که قدرت تصمیم‌گیری مستقل ندارند. در هر دو حالت، نتیجه یک چیز است: کاهش استقلال کشور هدف: «قواره‌ی مطلوب آمریکا برای کشورهای این منطقه یک دوگانه است: یا «استبداد» یا «هرج‌ومرج»؛ به تعبیر فرنگی: یا دیکتاتوری یا آنارشیسم. آمریکا برای این منطقه این دوگانه را در نظر دارد. یک کشوری که مورد نظر آنها است، یا اینکه بایستی یک قدرت مستبدّی در رأس باشد که بتوانند با او ببندند، هر کاری میخواهند با او قرار بگذارند و او تسلیم آنها بشود؛ یا اگر این نشد، باید [آن] کشور هرج‌ومرج پیدا کند، زندگی بر مردم دشوار بشود.» ۱۴۰۳/۰۹/۰۵
در مقابل، کشورهایی که می‌خواهند مستقل تصمیم بگیرند و نظم خودشان را داشته باشند، معمولاً با فشارهای گسترده روبه‌رو می‌شوند. از همین زاویه است که سیاست آمریکا نسبت به ایران در چهار دهه گذشته قابل فهم می‌شود. مسئله صرفاً اختلاف سیاسی نیست؛ مسئله این است که ایران در قالب نظم مطلوب واشنگتن تعریف نمی‌شود.

تجربه اوکراین، منطق قدرت در عمل

یکی از مثال‌های قابل‌تأمل در سیاست خارجی آمریکا، نحوه برخورد واشنگتن با جنگ اوکراین و روسیه است. در سال‌های اخیر، آمریکا از یک سو میلیاردها دلار کمک نظامی به اوکراین ارائه داد و از سوی دیگر بارها تأکید کرد که نیروهای آمریکایی مستقیماً وارد جنگ نخواهند شد. این رویکرد نشان می‌دهد که واشنگتن در بسیاری از بحران‌ها، تلاش می‌کند هزینه اصلی را دیگران پرداخت کنند در حالی که خود در موقعیت هدایت‌کننده باقی بماند.
این در حالی است که جنگ اوکراین به دلیل سیاست‌های آمریکا شکل گرفته است: «آمریکا اوکراین را به این نقطه کشاند؛ با ورود در مسائل داخلی آن کشور، راه انداختن اجتماعات علیه دولتها، حرکت مخملی به وجود آوردن، کودتای رنگی درست کردن، حضور سناتورهای آمریکایی در داخل اجتماعات معارضه، این دولت را برداشتن، آن دولت را گذاشتن؛ اینها طبعاً به همین جاها منتهی میشود. ریشه‌ی بحران در اوکراین سیاستهای آمریکا است.» ۱۴۰۰/۱۲/۱۰
در دوران ترامپ نیز نمونه‌های مشابهی دیده شد؛ از فشار بر متحدان ناتو برای افزایش هزینه‌های نظامی گرفته تا تلاش برای معامله مستقیم با روسیه در برخی پرونده‌ها. در همه این موارد، یک اصل مشترک دیده می‌شود: قدرت باید حفظ شود، اما هزینه‌ها تا حد ممکن به دیگران منتقل شود.

چرا عقب‌نشینی، مشکل را حل نمی‌کند؟

در منطق قدرت‌های بزرگ، یک اصل مهم وجود دارد: اگر کشوری در برابر فشار عقب‌نشینی کند، این عقب‌نشینی معمولاً به عنوان سیگنال ضعف تفسیر می‌شود، نه حسن نیت.
به همین دلیل است که بسیاری از نظریه‌پردازان واقع‌گرایی در روابط بین‌الملل از جمله مرشایمر، معتقدند که در برابر قدرت‌های بزرگ، بازدارندگی از طریق ایستادگی شکل می‌گیرد. به زبان ساده، طرف مقابل باید به این نتیجه برسد که هزینه فشار بیشتر از فایده آن است: «هزینه‌ی تسلیم شدن بمراتب بیشتر از هزینه‌ی مقاومت کردن و ایستادگی کردن است. بله، ایستادگی کردن ممکن است هزینه‌ای داشته باشد، امّا دستاوردهای بسیار بزرگی دارد که صدها برابرِ آن هزینه برای ملّتها ارزش دارد؛ امّا تسلیم شدن در مقابل دشمن عنود و لجوج و خبیث، جز لگدمال شدن، جز ذلیل شدن، جز بی‌هویّت شدن هیچ اثری ندارد.» ۱۳۹۷/۴/۹

منطق ایستادگی؛ نه شعار، بلکه محاسبه

وقتی در ادبیات سیاسی ایران از مقاومت سخن گفته می‌شود، گاهی این واژه به شکل شعاری فهم می‌شود. اما در واقع در سطح راهبردی، مقاومت یک محاسبه هزینه–فایده است. منطق آن ساده است: اگر کشوری تسلیم فشار شود، فشارها متوقف نمی‌شود؛ گسترش پیدا می‌کند. اگر کشوری توان ایستادگی و انسجام داخلی داشته باشد، طرف مقابل ناچار می‌شود در محاسباتش تجدیدنظر کند: ««مقاومت ملی» یعنی تاب‌آوری در برابر هر فشاری که دشمن در یکی از جنبه‌های زندگی انسان وارد می‌آورد تا آن ملت را مجبور کند به تسلیم؛ منظور ما از «مقاومت» ایستادگی در مقابل این فشار است؛ تاب بیاورد، پایداری کند، پای دشمن را ببُرد،‌ دست ‎دشمن را قطع کند.» ۱۴۰۴/۰۹/۲۰
در تاریخ روابط بین‌الملل نمونه‌های متعددی از این الگو وجود دارد. قدرت‌های بزرگ معمولاً زمانی از فشار حداکثری عقب می‌نشینند که به این جمع‌بندی برسند: ادامه مسیر هزینه بیشتری دارد

نبرد اراده‌ها

بسیاری از منازعات بین‌المللی نه صرفاً جنگ تجهیزات، بلکه جنگ اراده‌ها هستند: «معنای جنگ نامتقارن این است که دو طرفِ جنگ از منابع مختلف‌الحالی، با هویّتهای مختلف برخوردارند؛ این جنگ نامتقارن است؛ یعنی هرکدامِ از این دو طرف امکاناتی دارند، منابع قدرتی دارند که طرف دیگر آن را ندارد. ما با استکبار جهانی در حال جنگ نامتقارنیم؛ چرا؟ ممکن است او یک امکاناتی داشته باشد که ما نداشته باشیم امّا ما هم امکاناتی داریم که او ندارد؛ آن امکان چیست؟ توکّل، اعتماد به خدا، اعتماد به پیروزی نهایی، اعتماد به قدرت انسان، به قدرت اراده‌ی انسان مؤمن؛ این را ما داریم؛ این شد جنگ نامتقارن. در جنگ نامتقارن اراده‌ها هستند که با هم میجنگند؛ هر اراده‌ای غلبه پیدا کرد، پیروز خواهد شد. در میدان، اراده را ضعیف نکنید؛ در میدان نبرد، اراده را دچار تزلزل نکنید؛ اگر یک طرفِ جنگ در میدان نبرد اراده‌اش سست شد، قطعاً شکست خواهد خورد. نگذارید اراده‌تان سست بشود، نگذارید تبلیغات دشمن و وسوسه‌های دشمن، در اراده و عزم راسخ شما تزلزل ایجاد کند؛ این اراده‌ی مستحکم را نگه دارید؛ این ضامن پیروزی است.» ۱۳۹۵/۰۳/۰۳
در چنین میدان‌هایی، کشورها بیش از هر چیز باید دو چیز را حفظ کنند: ۱. انسجام داخلی ۲. اعتماد به توان خوددر برابر سیاستی که با منطق "فشار تا تسلیم" طراحی شده، مهم‌ترین عامل بازدارنده این است که طرف مقابل مطمئن نباشد می‌تواند اراده خود را تحمیل کند. همان نکته‌ای که مرشایمر با زبان ساده بیان می‌کند: در برابر قلدر، ایستادگی نه یک انتخاب احساسی بلکه یک ضرورت عقلانی است. زیرا در دنیای قدرت، قلدرها معمولاً تا جایی پیش می‌آیند که کسی جلویشان بایستد.
جنگ رمضان ثابت کرد که ایران، طعمه‌ای نیست که قدرت‌های پوشالی غرب بتوانند آن را ببلعند؛ بلکه صخره‌ای است که هر مهاجم را در گلوی تاریخ خفه می‌کند. آمریکا و مزدورانش هرقدر هم نعره قدرت سر دهند، در برابر اراده پولادین ملت ایران، چاره‌ای جز عقب‌نشینی و تسلیم ندارند. این سرزمین، قلب تپنده مقاومت است؛ جایی که اراده ایرانی از هر سلاحی برنده‌تر می‌جنگد: «دشمنان هر چه هم قلدر و گردن كلفت باشند، در مقابل اراده‌ى ملت ايران مجبور به عقب‌نشينى‌اند.» ۱۳۷۳/۰۱/۰۱
15:46 - 24 اسفند 1404
خط رهبری




11 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌مریم فلاحی‌
@maryam_fallahi24 اسفند 1404
در پاسخ به
نه به مذاکره، نه به آتش بسخط فکری لیبرال حواسش جمع باشد مردم پشت نیروهای مسلح اند.

تصویر نمایه‌ی ‌یواش یواش‌
@yawashyavash24 اسفند 1404
در پاسخ به
بترسبترس فقط از خدا.قانونشه.

تصویر نمایه‌ی ‌جانم فدات آقا مجتبی‌
@MortezaHeidar24 اسفند 1404
در پاسخ به
ترامپ و آمریکا هم نشانه ای از قانون جنگل.اگر در برابر قلدر کوتاه بیایی، شما را می بلعد.وقتی که سیلی بخوردحساب کار دستش می آید.

تصویر نمایه‌ی ‌Omid Darabi‌
@OmidDarabi24 اسفند 1404
در پاسخ به
تصویر نمایه‌ی ‌Omid Darabi‌
Omid Darabi

@OmidDarabi  •  19 اسفند 1404

هشدار به هموطنان: در فضای جدید سیاسی، «خبر» همان «جنگ» است!این روزها که با چهره‌ای مثل ترامپ در دنیای سیاست روبه‌رو هستیم، باید دیدمان را به اخبار و اتفاقات کاملاً عوض کنیم. او مثل سیاستمداران قدیمی نیست که حرف و عملشان ثابت باشد؛ او مثل یک موج‌سوار است که فقط می‌خواهد روی موجِ هیجان و سرعت بماند.…
نمایش بیشتر

نمایش گزارش


تصویر نمایه‌ی ‌فقط برای ایران  ( ارادتمند علی خضریان وطن پرست واقعی )‌
@Kiao0o24 اسفند 1404
در پاسخ به
پیشنهادها

معاوضه یک اسیر آمریکایی با جمعی از مزدوران خارجی

معاوضه یک اسیر آمریکایی و تنها یک اسیر آمریکایی با دسته ای از مزدوران خارجی رضا پهلوی ، فرداد فرحزاد ، مراد ویسی ، هومن سیدی ، رها اعتمادی و نیوشا صارمی تا درس عبرتی برای سایر وطن فروشان گردد قطعا ترامپ هم موافقت می‌کند

1000
پیگیری از مسئول مربوطه
10٬000
پیگیری از عالی ترین مسئول

تصویر نمایه‌ی ‌فقط برای ایران  ( ارادتمند علی خضریان وطن پرست واقعی )‌
@Kiao0o24 اسفند 1404
در پاسخ به
عجب پارادوکسیمنطق و ترامپ

تصویر نمایه‌ی ‌فقط برای ایران  ( ارادتمند علی خضریان وطن پرست واقعی )‌
@Kiao0o24 اسفند 1404
در پاسخ به
این روزها دو کلمه کابوس من شده اند۱ ـ آتش بس۲ـ مذاکرهمن فقط بر روی پیروزی قاطع ایران شرط می بندم. تمام

تصویر نمایه‌ی ‌منقد کم‌حوصله‌
@KamHosele24 اسفند 1404
ترامپ اگر منطق داشت که جنگ را آغاز نمی‌کرد و یا پس از آن خود را دچار باتلاق جنگ فرسایشی و بدون پایانی مشخص نمی‌کرد که نه منافع شخصی‌اش را تامین می‌کند و نه نتیجه انتخابات میان‌دوره را به نفع او تغییر خواهد داد.

تصویر نمایه‌ی ‌ناهید لاچینی‌
@NahidLachini25 اسفند 1404
در پاسخ به
ایستادگی تا محو اسرائیل و خروج امریکا از منطقه، ما به قله نزدیکیم بإذن‌الله️🇮🇷🇮🇷🇮🇷

تصویر نمایه‌ی ‌امین ایرانی‌
@iraniamin7 فروردین 1405
در پاسخ به
دوران این شیاطین به سر رسیده