برجام دیگر تکرار نمی‌شود

ضرورت تضمین مرحله‌ای در سایه اقتدار میدانی.تحولات اخیر را نمی‌توان در قالب یک رخداد مقطعی یا یک درگیری محدود تحلیل کرد. آنچه در جریان است، بخشی از یک روند مرحله‌ای و ممتد است که صرفا یک فصل آن پشت سر گذاشته شده و فصول بعدی آن همچنان در پیش است. مرحله نخست این تقابل، اگرچه با هزینه‌هایی سنگین همراه بود، اما به اهداف اعلامی دشمن نینجامید و همین امر، صورت‌بندی جدیدی از سناریوهای بعدی را رقم زده است. از این رو، هرگونه برداشت از بیانیه‌ها یا تحرکات دیپلماتیک به‌عنوان پایان منازعه برداشتی شتاب‌زده و نادقیق خواهد بود، چرا که تحقق عینی شروط و نتایج میدانی، هنوز در معرض ارزیابی است.در این میان، مهم‌ترین نکته‌ای که باید در کانون توجه قرار گیرد، تجربه‌ای است که پیش از این با هزینه‌های سنگین به دست آمده است.
تجربه برجاممسئله اصلی در هرگونه توافق، نه صرفا مفاد و بندها، بلکه تضمین اجرای آن است. تجربه نشان داده است که آمریکا در مقام تعهد، بازیگری غیرقابل اتکاست. تعهد می‌دهد اما الزام‌آور عمل نمی‌کند، امضا می‌کند اما پایبند نمی‌ماند. در برجام، ایران بخش عمده‌ای از تعهدات خود را به‌سرعت و به‌صورت یک‌طرفه اجرا کرد، اما طرف مقابل با بدعهدی و نقض آشکار، عملا توافق را بی‌اثر ساخت. بنابراین، بازگشت به همان الگو، با ادبیات و چارچوبی جدید، تکرار یک خطای راهبردی خواهد بود.اکنون نیز اگر سخن از طرح‌ها و بسته‌های پیشنهادی به میان می‌آید، باید پیش از هر چیز این پرسش پاسخ داده شود: سازوکار تضمین چیست؟بدون وجود تضمین‌های عینی، چندلایه و مرحله‌ای، هر توافقی در بهترین حالت، یک تعهد کاغذی و در بدترین حالت، ابزاری برای خرید زمان از سوی دشمن خواهد بود. ابزارهای راهبردی کشور از جمله ظرفیت‌های میدانی، موقعیت‌های ژئوپلیتیکی حساس و مؤلفه‌های بازدارنده باید نه‌تنها حفظ، بلکه به‌عنوان پشتوانه اجرای تعهدات طرف مقابل تثبیت شوند. واگذاری این ابزارها در برابر وعده‌های غیرقابل راستی‌آزمایی، دقیقا همان مسیری است که در برجام طی شد و هزینه‌های آن همچنان پابرجاست.
در سوی دیگر این معادله، واقعیت‌های میدانی نیز حائز اهمیت است. دشمن با وجود به‌کارگیری طیف گسترده‌ای از ابزارهای نظامی، امنیتی و روانی، به هدف اصلی خود یعنی فروپاشی ساختار سیاسی دست نیافت. این ناکامی، صرفا یک شکست تاکتیکی نیست، بلکه نشانه‌ای از برآورد نادرست و ضعف در محاسبات راهبردی طرف مقابل است. در مقابل، حفظ انسجام داخلی، تداوم کارکرد ساختار حاکمیتی و ایستادگی در برابر فشارهای چندلایه، یک دستاورد مهم و تعیین‌کننده به شمار می‌رود که نباید در روایت‌سازی‌ها کمرنگ شود.همزمان، باید توجه داشت که این تقابل، از سطح یک درگیری محدود عبور کرده و ابعاد منطقه‌ای و حتی فراتر از آن پیدا کرده است. چنین نزاعی، نه با یک توافق کوتاه‌مدت پایان می‌یابد و نه با یک بیانیه سیاسی تعیین تکلیف می‌شود. این یک روند طولانی‌مدت است که در آن، هر مرحله می‌تواند مقدمه‌ای برای مرحله بعدی باشد. از این رو، نگاه مرحله‌ای به تحولات، شرط درک صحیح از وضع موجود است.در این چارچوب، دستاوردهای به‌دست‌آمده در میدان، اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند. ناکامی دشمن در تحقق برخی اهداف کلیدی، حفظ ظرفیت‌های حساس راهبردی و جلوگیری از تحمیل سناریوهای از‌پیش‌طراحی‌شده، همگی به‌عنوان برگ‌های برنده قابل تعریف هستند. منطق عقلانی حکم می‌کند که این دستاوردهای عینی و بالفعل، با وعده‌های مبهم و آینده‌نگرانه معاوضه نشوند. تجربه نشان داده است که تبدیل دارایی نقد به وعده نسیه در مناسبات با آمریکا، اغلب به زیان طرف مقابل آن یعنی ایران تمام شده است.
از سوی دیگر، یکی از خطاهای تحلیلی، تلقی توافق به‌عنوان نشانه پیروزی طرف مقابل است. در واقع، در منطق قدرت، بازیگری که در میدان به اهداف خود نرسیده، ناگزیر به تغییر مسیر و ورود به گزینه‌های دیگر می‌شود. این تغییر مسیر بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، بیانگر محدودیت‌ها و شکست‌هاست. بنابراین مواجهه با این وضع باید از موضع برتر و با حفظ دستاوردهای میدانی صورت گیرد نه با رویکردی تدافعی یا شتاب‌زده.در نهایت، آنچه بیش از هر‌چیز اهمیت دارد، پرهیز از تکرار خطاهای گذشته است. برجام، صرفا یک توافق نبود؛ یک تجربه تاریخی بود که نشان داد بدون تضمین‌های واقعی، بدون اجرای مرحله‌ای و بدون حفظ اهرم‌های فشار، هیچ توافقی پایدار نخواهد بود. امروز نیز اگر قرار است مسیری در حوزه دیپلماسی طی شود، باید بر اساس همان درس‌ها و با در نظر گرفتن واقعیت‌های میدانی باشد.
وضع کنونی نه پایان مسیر، بلکه نقطه‌ای حساس در میانه یک روند پیچیده است. در چنین اوضاعی، خوش‌بینی افراطی، شتاب‌زدگی در قضاوت و نادیده‌گرفتن سابقه دشمن، می‌تواند هزینه‌ساز باشد. آنچه راهگشاست، ترکیب اقتدار میدانی با هوشیاری راهبردی و تکیه بر تجربه‌ای است که پیش از این بهای آن پرداخت شده است: تجربه‌ای به نام برجام!
عاطفه عرفانی
16:23 - 19 فروردین 1405




3 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌سید محمد رضا یکتامرام‌
@Yektamaram19 فروردین 1405
در پاسخ به
نکات درستی را اشاره کردی همسر عزیزم

تصویر نمایه‌ی ‌عبدالله عبد خدا‌
@abdollah_abde_khoda19 فروردین 1405
در پاسخ به
باز کردن تنگۀ هرمز (نقد) در مقابل شروط 10 گانه (نسیه)! آیا این مدل مثل برجام نیست!!!

تصویر نمایه‌ی ‌حق پژوه‌
@ommateemam19 فروردین 1405
در پاسخ به
کرنش در برابر غرب وحشی رویکرد لیبرال هاست.....