بنزین در سایه جنگ؛ آزمونی میان فشار معیشت و فروپاشی جبهه داخلی
در حالی که کشور در فضای پر تنش و تهدیدات امنیتی قرار دارد، طرح چهار نرخی شدن قیمت سوخت در یک استان آزمایشی، نه تنها یک چالش اقتصادی بلکه یک تهدید جدی برای امنیت ملی و پایداری اجتماعی محسوب میشود.
در حالی که اقتصاد کشور با چالشهای ساختاری و تورم مواجه است، خبر از اجرای طرح نرخ گذاری مجدد و چهار نرخی شدن بنزین در یکی از استانهای آزمایشی به گوش میرسد. این اقدام که با هدف مدیریت مصرف و کاهش فشار بر یارانه دولتی عنوان میشود در واقع در نقطه برخورد ضرورتهای بودجهای و توان خرید مردم قرار گرفته است. اما پرسش اصلی این نیست که آیا دولت نیاز به این کار دارد یا خیر؛ پرسش این است که آیا این اقدام در زمان و فضای فعلی مدیریت بحران است یا مدیریت تنش؟از دیدگاه اقتصاددانان کلان چهار نرخی شدن بنزین به دنبال اصلاح ساختار قیمت گذاری برای کاهش اتلاف انرژی و جلوگیری از قاچاق است. هدف انتقال مستقیم یارانه به جای توزیع غیر متمرکز آن است. اما چالش بزرگ اینجاست که در شرایطی که تورم قدرت خرید را از بین برده هرگونه افزایش قیمت در کالاهای پایه مانند سوخت که زنجیره تولید و حمل و نقل را کنترل میکند باعث تورم زنجیرهای میشود. این یعنی قیمتها در تمام بخشها جهش خواهند کرد و اثر بازگشتی این افزایش قیمت فراتر از خود بنزین خواهد بود.از منظر جامعه شناسی سیاسی سوخت تنها یک کالا نیست بلکه یک نماد عدالت اجتماعی است. تاریخ معاصر نشان داده است که سوخت همواره محرک توده بوده است. اجرای طرح به صورت پایلوت در یک استان میتواند به مثابه یک آزمایشگاه واکنش عمل کند. اگر این آزمون با واکنشهای تند اجتماعی همراه شود میتواند به سرعت از یک اعتراض اقتصادی به یک تلاطم اجتماعی تبدیل شود. تجربه سالهای گذشته نشان داده که وقتی فشار اقتصادی به حد اشباع میرسد لایههای مختلف جامعه در برابر تغییرات ناگهانی در هزینههای زندگی واکنشهای غیر قابل پیش بینی نشان میدهند که میتواند به سرعت به سمت بی ثباتی کشیده شود.
نکته بسیار حیاتی که در تحلیلهای سطحی نادیده گرفته میشود وقوع این اتفاق در فضای جنگی و تنشهای بین المللی است. در شرایطی که کشور با تهدیدات امنیتی و جنگهای سایبری و فیزیکی روبرو است ایجاد هرگونه ناآرامی در داخل از طریق فشار اقتصادی دقیقاً همان چیزی است که دشمن برای فروپاشی جبهه داخلی و ایجاد شکاف میان ملت و حاکمیت به دنبال آن است. افزایش قیمت سوخت در زمان جنگ نه تنها یک فشار معیشتی بلکه یک تهدید مستقیم برای امنیت ملی است چرا که میتواند پایداری اجتماعی را تحت فشار قرار داده و زمینهساز نفوذ دشمن در لایههای آسیبپذیر جامعه شود.ریشهیابی این تصمیمات را باید در چند لایه جستجو کرد. نخست تنگنای بودجهای و نگاه کوتاه مدت که در آن تصمیم گیرندگان در بدنه حاکمیت تحت فشار نیازهای فوری بودجه و جبران کسریها هستند و این نگاه احیاگری فوری معمولاً هزینههای اجتماعی سنگینی در بلندمدت به همراه دارد. دوم گسست در مدیریت ریسک که در ساختار حاکمیتی گاهی میان تصمیم گیرندگان اقتصادی و تحلیل کنندگان امنیتی اجتماعی نوعی گسست وجود دارد و تصمیمات بر اساس اعداد و ارقام ترازنامههای مالی گرفته میشود بدون آنکه ضریب تحمل اجتماعی به دقت محاسبه شده باشد. سوم بحران اعتماد که وقتی اعتماد میان ملت و ساختار حاکم تحت فشار است هرگونه اقدام اقتصادی حتی اگر از نظر فنی درست باشد به عنوان یک اقدام ضد مردم تعبیر میشود و این گسست باعث میشود که حتی اصلاحات ضروری نیز به ابزاری برای تلاطم تبدیل شوند.
برای خروج از این بن بست راهکار تنها در قیمت نیست بلکه در فرآیند است. دولت باید تضمین کند که درآمد حاصل از این طرح مستقیماً و به صورت شفاف به حمایتهای حمایتی هدفمند برای طبقات آسیب پذیر بازمی گردد و نه اینکه صرفاً در معادلات دیگر بودجه مستهلک شود. همچنین اجرای طرح نباید به صورت تک افتاده و بدون مشورت با نهادهای مدنی و تحلیل کنندگان اجتماعی باشد و مرحله پایلوت باید با گزارش دهی شفاف اجتماعی همراه باشد نه فقط بررسی میزان مصرف. در نهایت تصمیم گیران باید بدانند که در دنیای امروز اقتصاد با سیاست و امنیت گره خورده است و هر تصمیم اقتصادی که بتواند تنش اجتماعی را بالا ببرد در واقع یک هزینه امنیتی برای کشور خواهد داشت که بسیار سنگین تر از درآمدهای حاصل از سوخت است.#بنزین#قیمت_سوخت #امنیت_ملی #جنگ #اقتصاد #تورم #بحران #تنش_اجتماعی 06:57 - 22 مرداد 1405