خدا زنده‌ست، این را اولِ اخبار باید گفت

ایران اسلامی در آستانه عید غدیر در شوک حمله اسرائیل کودک کش به مام میهن قرار گرفت و سرمایه های عظیم الشانی را از دست داد از فرماندهان عالی رتبه نظامی و دانشمندان هسته ای گرفته تا همه آحاد مردم اعم از مرد و زن و کودک که سرمایه های این مرز و بوم بوده و هستند.به فرمان فرمانده کل قوا در کمتر از 24 ساعت وعده صادق سه با حمله به سرزمین های اشغالی عملیاتی شد و عملیات نظامی ایران همچنان ادامه دارد.با شروع جنگ پرسش های بیشماری به انباره سئوالات پاسخ داده نشده قبلی افکار عمومی؛ اضافه شد: جنگ ایران و اسرائیل چقدر طول می کشد؟گستردگی این تنش تا یک جنگ تمام عیار چقدر خواهد بود؟آیا امریکا و سایر دول غربی به کمک اسرائیل خواهند آمد؟آیا ممکن است نتانیاهو از بمب اتم علیه ایران و تهران استفاده کند؟ایران چه راهی برای تحقق آرامش از دست رفته و چه امکاناتی برای مقابله دارد؟صلح چگونه محقق می شود؟ و نتیجه این جنگ چه می شود؟بی شک بخشی از دلیل پیگیری لحظه ای اخبار جنگ؛ یافتن پاسخ همین پرسش هاست. پرسش هایی که هر تحلیل گری برای آن جوابی دارد.تحلیلی که خواهید خواند، یک تحلیل شخصی مبتنی بر اطلاعات موثقی ست که در رسانه ها در اختیار همگان است و فقط یک بازبینی و آرایش جدیدی به خود دیده است و هدفش معطوف به «ایجاد آرامش ملی» با اطمینان بخشی به اذهان ایرانیان و «مشارکت طلبی فعالانه آحاد مردم» در مواجهه با دشمن صهیونیستی و پشتیبانانش است.تقدیم به همسرم که هم اکنون در سنگر درمان کشور در خط مقابله با صهیونیست هاست.تقدیم به مهدیه جان!

فراتر از همه تحلیل‌ها، آری خدایی هست!

من نمی گویم دست به گوشی نبرید و اخبار را لحظه به لحظه پیگیری نکنید یا هی مدام شبکه های تلویزیونی را بالا و پایین نکنید تا بفهمید «دارد چه اتفاقی می افتد؟» و حتی نمی گویم تحلیل های مختلف از جنگ ایران و اسرائیل را نخونید تا آرامش داشته باشید و حتی مدعی نمی شوم تحلیل مرا بخوانید چون درسته!؟ برای شروع فقط چند توصیه کوتاه می کنم: 1.نایب رئیس انجمن روانشناسی توصیه کرده است اخبار جنگ را یک بار و از منبع موثق بشنوید. 2. اگر می خواهید زیر آوار خروارها خبر و تحلیل دفن نشوید و روحیه سرزندگی و شادابی را از دست ندهید؛ خودتان یک طبقه بندی حداقلی از اخبارها و تحلیلها انجام دهید و در نهایت به محکم ترین پیام و تحلیل چنگ بزنید: ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَتَطۡمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكۡرِ ٱللَّهِۗ أَلَا بِذِكۡرِ ٱللَّهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ: كسانى را كه ايمان آورده اند، دل هايشان به ياد خدا آرام مى‌گيرد [و] آگاه باشيد كه دل ها تنها با ياد خدا آرام مى‌گيرد. آیه 28 سوره رعدقرآن؛ بزرگترین اعجاز پیامبر اسلام (ص) که پیش رویمان است محتوایی درست، ابدی و جاری . 3. فراموش نکنیم، همه تحلیل ها در نهایت فقط یک تحلیل هستند و هیچ کسی نمی تواند به شما تضمین دهد که چه می شود؟ بهتر است این مصرع از سروده زیبای آقای محمد رسولی شاعر خوب کشورمان را بارها با خودمان تکرار کنیم: فراتر از همه تحلیل‌ها، آری خدایی هست!

پدیده شناسی حمله اسرائیل به ایران

پدیده (فنومن) واژه‌ای‌ست که به هر رویداد قابل مشاهده (به‌طور مستقیم یا غیر مستقیم) گفته می شود. جنگنده قابلیت مشاهده مستقیم دارد اما جنگ غیر مستقیم (از آثار و تبعات جنگ، به جنگ پی می بریم) موجودیت بیرونی را نومن می‌نامند و تصویری که از آن در ذهن منعکس می‌شود را فنومن (پدیده) می گویند. مثلا حمله اسرائیل به ایران یک واقعیتی وجودی دارد:حمله جنگنده ها، خرابی ها، از دست رفتن عزیزان.اما وقتی این صحنه ها را می بینیم و یک تحلیل ارائه می کنم آن تحلیل فنومن است در برابر نومن.بنابراین پدیده‌ها، به عنوان نمود یا بازنمایی یا جلوهٔ ذات بیرونی که در ذهن ناظر منعکس می‌شوند تلقی می شوند و ماهیت آن‌ها بسته به دریافت ناظر دارد و می‌تواند توسط هر ناظر به شکلی خاص و منحصر به فرد درک گردد.بنابراین بخشی از تفاوت تحلیلهای یک پدیده واحد به «بازنمایی ذهنی» و بخشی به «میزان گستردگی محدوده پدیده» بر می گردد که برخی وجودها یا آثار وجودی و قابل مشاهده را در دایره آن پدیده در نظر بگیریم یا خیر!؟مثلا تحلیلگران به طور طبیعی «جنگ غزه و اسرائیل» را در دایره پدیده حمله اسرائیل به ایران در نظر می گیرند اما خب ممکن است تعداد معدودتری تحلیلگر باشند که «جنگ روسیه و اکراین» را مرتبط با این پدیده بدانند.به هر میزان که دایره تحلیل پدیده مدنظرمان را به لحاظ جغرافیای سیاسی (ژئوپلتیک)، تاریخی و فناورانه تغییر دهیم پاسخ های متفاوتی به پرسش های آغازین تحلیل خواهیم داد.مثلا یک تحلیلگر می تواند مدعی شود حمله اسرائیل به ایران بخاطر روحیه ضد صهیونیستی جمهوری اسلامی و شعائر انقلابی و مرگ بر اسرائیل ست.تحلیلگر دیگری می تواند بگوید بخاطر اصرار بی جهت نظام بر سر موضوع غنی سازی اورانیوم. و ما نیز خواهیم گفت

ایرانی ! به فرمانده و تدابیرش اعتماد کن!

توانمندی های منحصربفرد آیت الله خامنه ای به عنوان فرمانده کل قوا به گونه ای است که شایسته است هر ایرانی وطن دوستی فارغ از سلیقه شخصی و میزان تدینش به احکام دینی این جمله را به اطرافیانش گوشزد کند:«به تدابیر آیت الله خامنه ای به عنوان فرمانده کل قوا اعتماد کنید»این جمله شاه کلید عبور کشورمان از گردنه سخت نبرد فعلی و نبردهای آتی ایران در جنگ بزرگ است. شاید نظام و حتی شخص ایشون در هدف گرفتن عالی رتبه ترین مقامات نظامی و علمی کشور از سوی اسرائیل غافلگیر شده باشند؛ تاکید می کنم شاید!؟ اما بی شک در کلیت ماجرا و نبردهای پیش رو ایران به هیچ وجه غافلگیر نشده اند.تاکید چند ساله رهبری بر حفظ و ارتقای صنعت هسته ای و اخیرا بر حفظ و ارتقای چرخه غنی سازی به خوبی گواه این موضوع است.رهبری و ولی فقیه به عنوان فرمانده کل قوا و سرپرست دینی مملکت اولویتی بالاتر از حفظ جان یکایک ایرانیان ندارد و چنانچه لازم بدانند فتوای حرمت سلاح هسته ای را تغییر خواهند داد و البته در این مسیر لازم نیست به احدی اعلام کنند چون اصولا این فتوا یک فتوای خاص است نه عام یعنی اینکه این فتوا مثل فتوای حرمت موسیقی نیست که لازم باشد همه مقلدان از تغییر آن خبر داشته باشند؛ ساخت سلاح وظیفه حاکمیتی است نه اشخاص بدین ترتیب تغییر فتوا لزومی به اطلاع رسانی ندارد مگر به هنگام اتمام کار به جهت بازدارندگی کشور از دست اندازی بیگانگان. شاید بگویید چرا رهبری نسبت به جان شهدای اخیر و سایر شهدای ایران اینگونه که من مدعی ام پاسداری و حفاظت نکردند!؟جواب: ایشان نسبت به جان همه شهدا و شهروندان جمهوری اسلامی بخل ورزیده و مراقبت می کنند و تدابیر لازم را پیش بینی می کنند اما شهادت اشخاص نتیجه عرضی نا امنی های ایجاد شده است.

جایگاه امنیت در ذهن رهبری و تدابیر ایشان

شالوده ذهنی رهبری پیرامون امنیت به یک حدیث بر می گردد : «نعمتان مجهولتان الصّحة و الامان». رهگیری این حدیث در سخنان رهبری حداقل به سال 1370 و دیدار با فرماندهان نیروی انتظامی بر می گردد:«شنیده‌اید که: «نعمتان مجهولتان الصّحّة والأمان». این کلام، چه کلام حکما باشد، چه کلام اولیا باشد، امنیت را عِدل سلامتی و صحت قرار داده است؛ این خیلی مهم است. در قرآن از این بالاترش هست؛ آن‌جایی که در سوره‌ی قریش میفرماید: «فلیعبدوا ربّ هذا البیت»، بعد میفرماید: «الّذی اطعمهم من جوع و امنهم من خوف»؛ یعنی نجات از گرسنگی را، با نجات از ناامنی در کنار هم قرار داده است.» رهبری در مناسبتهای مختلف و به کررات به این حدیث اشاره داشته اند از روز پرستار گرفته تا هفته دولت . سال 1389 دیدار با پرستاران : « این حدیث معروف ... حقیقتاً انگشت اشاره‌ای است به یک امر اساسی و حیاتی. هم سلامت، هم امنیت در شمار نعمتهای بزرگی است که انسان تا از آن نعمتها محروم نباشد، اهمیت و ارزش آن را نمیفهمد.» در دیدار هفته دولت سال 1395 مجددا به این حدیث اشاره می کنند و با یادآوری تجربه خرید سامانه دفاعی S300 می گویند: «بنابراین یکی از اساسی‌ترین کارها همین است که ما ابزارهای دفاعی‌مان را تقویت بکنیم و هرکدام از این سه عامل -یعنی عامل روحیّه‌ی مردم، عامل حفظ و استحکام تشکیلاتی دستگاه‌های حافظ امنیّت، و عامل ابزار و وسیله- تضعیف بشود به ضرر ما است و هر کسی تضعیف بکند، واقعاً به ضرر کشور اقدام کرده.» رهبری، تشکل یافتگی در حوزه امنیت ایران را تا جای ممکن به خوبی پیش برده اند: حفظ ساختار سپاه در کنار ارتش پس از جنگ تحمیلی، نیروی سپاه قدس، توسعه توان موشکی و نفوذ منطقه ای ایران بخشی از این تدابیر است.

ذهن ساختار یافته رهبری

برای اینکه به یکایک ایرانیان اطمینان دهم آیت الله خامنه ای قابل اعتمادترین فرمانده کل نیروهای مسلح برای ایران - نه فقط در نبرد فعلی بلکه در اعصار معاصر تاریخ ایران - است لازم می دانم بر چند نقطه متمرکز شویم: 1.ویژگی های شخصیتی 2.تاریخچه عملکردی و تجارب3.تدابیر ایشاناین فرصت مجال پرداخت جزئی به همه موارد یاد شده نیست در مبحث «رهبری جنگ» به آنها خواهم پرداخت. فقط به یک مورد اشاره می کنم:آیت الله خامنه ای ذهنی کاملا «ساختار یافته و نظام مند» دارند. ایشان از توجه و نگاه به تاریخ ایران و جهان گرفته تا اشراف بر اصول دینی و انطباق احکام دینی با مقتضیات شرایط زمانی- مکانی و مسائل جنگی از دیدی کاملا وسیعی برای طراحی و تامین امنیت شهروندان ج.ا. برخوردار هستند.تحلیل و تحلیلگری که نقش آیت الله خامنه ای را در جنگ ایران و اسرائیل، در معماری امنیتی منطقه غرب آسیا و حتی در معادلات جهانی در نظر نگیرد؛ به خطا رفته است. این موضوع به خوبی در روزها و هفته های آینده و سپس در نبردهای آتی ایران در منطقه به وضوح بر همگان مشخص می شود.آقای خامنه ای به معنای واقعی کلمه یک استراتژیست است. افرادی همچون علی علیزاده در بی بی سی فارسی اگرچه در اوایل؛ این موضوع را به صراحت بیان می کردند اما بعدها به دلیل اینکه از درک وجوه مختلف شخصیتی رهبری عاجز بوده اند یا غفلت کرده اند؛ شاید تا حدی از حرفشان پا پس کشیده اند.نگاه صرف مادی گرایانه به روابط علی- معلولی رویدادهای امنیتی ایران و منطقه ای؛ بی شک پرده بزرگی در درک رفتارها و انتخابهای آیت الله خامنه ای برای هر شخص و گروه مفسری ست.ضمن اینکه فراموش نکنیم تحلیلگران همه حرف می زنند اما رهبری بایستی مسئولیت انتخاب هایش را بر عهده گیرد.

تو تهران چه خبره!؟

دقایق اولیه روز جمعه (یک روز قبل از عید غدیر) بود که حمله اسرائیل اتفاق افتاد. ضربات سنگینی به کشور وارد شد. رهبری اول پیام رسانه ای داد سپس فرماندهان عالی رتبه را (برخی را با ارتقای درجه به سرلشکری) به مناصب خالی مانده از متصدی، گمارد و سپس دستور مقابله داد و البته در کمتر از 24 ساعت از تجاوز دشمن دون صهیون، وعده صادق سه شروع شد.بی شک این میزان از سرعت و شتاب «مدیریت صحنه نبرد» برای رهبران دنیا و تحلیلگران غربی جای پرسش دارد.اگر می خواهید اهمیت این رویه را درک کنید به هماهنگی یک سفر ساده یک روزه خانوادگی/ دوستانه توجه کنید. آن وقت اهمیت موضوع برایتان فهم می شود.روز یکشنبه علیرغم ورود ایران به جنگ و اعلان رسمی اینکه ضربات موشکی وعده صادق سه تا زمان پشیمانی کامل اسرائیل ادامه خواهد داشت و البته با آگاهی از اینکه دشمن پاسخ متقابل می دهد؛ مراسم جشن عید غدیر به راهپیمایی انتقام خواهی از شهدا در تهران و سایر نقاط کشور تبدیل و برگزار شد. پس از حضور میدانی مردم، مرحله دوم عملیات وعده صادق سه در شامگاه 24 خرداد و بامداد 25 خرداد با پرتاپ ده‌ها موشک و پهباد به مناطق مختلف اسرائیل صورت گرفت. این شیوه زمانبندی مراحل جنگی و حضور مردمی در میدان به این معناست که برای رهبری ارتقای برآیند قدرت کلی کشور اهمیت دارد نه صرفا ضربات جنگی وارده به اسرائیل.روز کاری یکشنبه نه مثل همیشه اما آغاز می شود، بر خلاف تجاوزهای قبل دشمن که در شب رخ می داد، در روز روشن حوالی ساعت 14:30 صدای شلیک پدافند هوایی در مرکز شهر تهران به گوش می رسد.روز دوشنبه 26 خرداد جمعیت کمتری در محل های کارشان حاضر می شوند تردد در شهر به خوبی گواه این امر ست.امروز سه شنبه 27 خرداد تهران خلوت تر از دیروز است.

ضعف رسانه ها و تحلیل گران در روز تاریخی صدا و سیما

بیش از چند سال است که معتقدم نقدها به صدا و سیما بیش از آنکه مشفقانه و دوستانه باشد رنگ و بوی سهم خواهی از آنتن و جذب مخاطب میلیونی می دهد. حتی با آمدن شبکه نمایش خانگی بر روی اینترنت باز هم تلویزیون و رادیو جایگاه خودشان را دارند؛ پر مخاطب و جذاب .البته این سهم خواهی فقط در تقابل جریان های سیاسی یا فرهنگی نبوده است بلکه حتی بخش هایی از حاکمیت مثل وزارت فرهنگ یا حتی شهرداری تهران (راه اندازی تلویزیون اینترنتی همشهری و تبلیغ گسترده مادامی که ساترا می گوید مجوزشان برای چیز دیگری ست نه تلویزیون اینترنتی) را شامل می شود.حتی در نظرات قبلی ام در فارس در مطالب مرتبط با نقد یا محتوای صدا و سیما از این وضعیت به «حمله به صدا و سیما» یاد کرده ام و البته علیرغم میل باطنی ام مجبور شدم خبری در فارس برای تبیین جایگاه صدا و سیما و البته رعایت انصاف در نقد رسانه ملی و مواجهه با مدیرانش بنویسم:اقدام نکوهیدنی یک مرجع تقلید!؟دیروز و شرایط کنونی کشور اصرارمان بر حفظ جایگاه صدا و سیما را به خوبی نشان می دهد:خانم سحر امامی مجری زن شبکه خبر و کارکنان صدا و سیما به زیبایی هر چه تمام جنایت صهیونیست ها را به یک حماسه ایرانی تبدیل کردند.الان میشود با اطمینان خاطر گفت صدا و سیما رسانه ملی ست.اما جایگاه صدا و سیما در بحبوحه شایعات و فضای تبلیغی رسانه های بیگانگان اعم از رسانه های انسانی، مجازی و شبکه های ماهواره ای به گونه ای ست که بایستی روحیه پایداری و اطلاع رسانی های عمومی و ضروری را پیگیری کند و صد البته در جنگ رسانه ای این نبرد؛ توپخانه اش به درستی عمل کند که حمله به صدا و سیما نیز موید موفقیت همین ماموریت است.اما نقش سایر رسانه ها چیست؟ وضعیت تهران گواهی بر ضعف سایر رسانه هاست

نقش رسانه های ایرانی در نبرد رسانه ای

امروز فلسفه و کارکرد رسانه ای چون فارس در کشور به وضوح حس می شود.خوشبختانه در برهوت رسانه ای کشور؛ خبرگزای تعاملی فارس به خوبی می تواند به کمک صدا و سیما بیاید و مکمل نقش های رسانه ملی در جنگ رسانه ای باشد:فرصت ها و تهدیدهای یک خبرگزاری تعاملی: فارس!؟بر می گردم به بحث حمله دشمن؛ بخش وسیعی از قدرت صهیونیستها و استکبار در رسانه هایشان و اعتبار بخشیدن به پیام هایشان نهفته است.خیلی از نقش بنگاه های خبری و هالیوود شنیده ایم اما شاید باورش نکردیم؛ چند پرسش ساده دارم:1.اگر از پرواز جنگنده های اسرائیلی بر فراز آسمان ایران بگذریم؛ ایران بیشتر موشک زده است یا اسرائیل؟2.جنگنده های اسرائیلی الان کجا هستند؟ جز اینست که از آن تدارک وسیع حمله هوایی اولیه خبری نیست؟3.از حمله برق آسای اولیه که بگذریم بیشترین صدمات چند روز اخیر از چه بوده است؟ جنگنده؟ موشک؟ یا ریز پرنده ، هواگرد و پهپاد؟4.کسی هست در تهران به چشم خودش جنگنده دشمن دیده باشد؟اگر فرض کنیم حمله به صدا و سیما کار جنگنده اسرائیلی بوده باشد. دشمن ترجیح داده است فقط یک عملیات نظامی محدود به لحاظ زمانی و جنگ افزار انجام دهد تا آن پیام توییتری تخلیه تهران و هشدار رسانه ای زدن منطقه سه شهر تهران بیشتر به چشم بیاید. به بیان ساده دشمن خطر یک عملیات محدود هوایی برای بمباران صدا و سیما را به جان خرید تا اعتبار پیام و رسانه شان را نزد افکار عمومی ایران بالا ببرند.پرسش اینست اصولا سایر رسانه های ایران قرار است کجای خاکریز این جنگ رسانه ای قرار بگیرند؟پرسش های این تحلیل را بی پاسخ نخواهم گذاشت؛ صبوری کنید: بسم الله!#ایران #جنگ #سحر_امامی#وعده_صادق_۳
12:26 - 27 خرداد 1404